اشعار ،نوحه ،مرثیه ،روضه ،مولودی و مدح جهت میلاد اهل بیت ،شهادت اهل بیت و اشعار مجالس ختم و ترحیم ،خاکسپاری توسط مداح و شاعراهل بیت ذاکر الحسین کربلایی رسول چهار محالی (ساقی عطشان)
خواهم ز خدا که بی ولایم نکند غرق گنهم ز تو جدایم نکند یک خواسته دارم از خدای تو حسین در هر دو جهان ز تو جدایم نکند
درباره وبلاگ


شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان) متولد استان لرستان شهرستان ازنا،ساکن استان تهران شهرستان ملارد مفتخر به سالها نوکری ذاکری و شاعری اهل بیت را دارم
اشعار و مطالب در مدح و منقبت و سوگواری آل الله
شماره تماس جهت مراسمات و هماهنگی 09127933263
sagi60@
rasoll9127933263@
آدرس تلگرامی شاعرو مداح اهل بیت رسول چهارمحالی
سبک های اجرا نوحه ها و مولودی های وبلاگ
در کانال تلگرام
sagi60@
rasoll09127933263@
قابل دسترسی شما ذاکرین و مداحان می باشد التماس دعا

مدیر وبلاگ : رسول چهارمحالی
مطالب اخیر
ارمغان سال نو
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
»»»»»»»»»»««««««««««««
ارمغان سال نو جشن و سرور و شادی است
عرض تبریک و ارادت بر لب منادی است
باز  روئیده به جان کوه و صحرا روح عشق
مژده ی تحویل سال سرزندگی، آبادی است
باید از نزدیک یا از راه دور اَرحام کرد
دیدن فامیل و همسایه گرفتن یادی است
سال نو آید دگرگون سازد این احوال ما
موقع شادی شده عروسی و دامادی است
اندک اندک دشت ها پر می شود از بوی گل
در میان دشت و دریا موقع صیادی است
فصل عشاق است روئیده شکوفه بردرخت
هر شکوفه بردرخت مُرده یک هادی است
لحظه ی وصل است بهارو موعد طنازیم
یا مقلب در قلوب ما عجب میعادی است
ساقیا سال جدید آید سعادت با سرور
مژده ی تحویل سال نو به دلها شادی است
--------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی:
محبوب مغلوب
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
------------------------------
محبوب ترین واژه ی مغلوب
ای آنکه تویی نسخه ی مکتوب
با بودن تو شور و شعف چیست
در پیش منی همیشه محبوب
گه پاک و زلالی همچو باران
گه نسخه ی نانوشته بر چوب
گاهی چو فرشتگان تو پاکی
 آنقدر که دیده گشته مجذوب
با دیدن تو عشق مُجَسَّم
توی دل من به پا شد آشوب
داری چه عیار و ارزشی تو 
یک گوهر ناب جنس مرغوب
داری تو سه حرف صد کتابی
ای عشق تویی خوب تراز خوب
عین تو علاقه ایست پر مهر 
چون شبنم روی گل چه مرطوب
شین تو شعور و شعر هر شب
با گریه و اشک گشته محجوب
قاف تو تولدی زِ ققنوس
خاکستر و روح تازه موجود
خود کرده فدا و زنده گشته
مستانه دلی که کرده منسوب
چون آ ب روان به کوه و صحرا
جاریست پر از نشاط در جوب
ساقی گذر عمر بی عشق چرا؟
زیباست چه زیبا تا وقت غروب
--------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان) 




غزلش را قصیده می خواند
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-------------  ---- -----------
دلم گرفته و هردم قصیده می خواند
هزار گلایه به رنگ پریده می خواند
تمام حرف دلش را نهان به بغض گلو
زبان عشق را بریدهِ بریده می خواند
ز تیر و خنجر و دشنه درون قلب ما
نیست نشانی که زجر دیده می خواند
به جرم عاشقی و مستیِ دل پاکش
ز کوله بار محبّت قد خمیده می خواند
کبوتر دل خود را ولی شکسته بال
پرانده سوی تو با اشک دیده می خواند
ز درد دوری تو همچو ابر می بارد
هزار شعر و مَثَل  غم کشیده می خواند
دلش به دولت عشقت امید دارد او
به یاد وصل رُخت با عقیده می خواند
قلم گرفته به دستش به خط نستعلیق
هزار شعر نو  بر جریده می خواند
زمان مستی و هوش یاری اش ساقی
ببین که هر غزلش را قصیده می خواند
----------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



بهار
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
------    -------------------
شبنم و شادی و شور است ارمغان بهار
هدیه ی قلب صبور  است ارمغان بهار
در تقابل بین فصل بهار و فصل خزان
لحظه ی ناب حضور است ارمغان بهار
درخت ها که رنگین کمان شده اند
پُرِ از شعر و شعور است ارمغان بهار
زمان حال دگرگون محول الاحوال
دلی که مَمْلُوِ نور است ارمغان بهار
گذشت سالی و ایام پیش می آ ید
زمان به حال عبور است ارمغان بهار
دلت ز غصه رها کن سرود وصل بخوان
زمان جشن و سرور است ارمغان بهار
بیا و دل به عزیزان بده و شادی کن
دلی ز جنس بلور است ارمغان بهار
پر ازشادی و جشن و سرور هر جایی
دلم ز غصه به دور است ارمغان بهار
ماهی قرمز و سیر و سبزه و سمنو
نشاط جفت و جور است ارمغان بهار 
-----------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





آرامش
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------
با نام تو آرامش عقبا دارم
پرواز در پهنه ی صحرا  دارم
زیبایی تو نموده مبهوت مرا
در سینۂ خود گوهر والا دارم
وقتی که تو جانی  و جانانم
صدها غزل از عالم بالا  دارم
تو رمز عبور واژه هایی هر جا
در شعر فقط یک دل تنها دارم
هر غروب من به یاد رویت جانا
مجنونم ورو به سوی فردا دارم
من ماهی و تو گردش آبِ روان
من قصد سفر بسوی دریا دارم
دنبال تو در ثانیه ها گم شده ام
دریاب مرا یک دل رسوا دارم
وصل من و تو لحظه ی رؤیایی
این لحظه ز دیدار تو لیلا دارم
ساقی شدم و مست جمالت اما
مبهوت نظر بر قد و بالا  دارم 
----------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




هوای عاشقونه
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------
تو این هوای عاشقونه
دلم گرفت برات بهونه
غزل،رباعی و قصیده
از دفتر عشقت میخونه
تو خاطراتم که می گردم
فقط دارند از تو نشونه
خالیه جات لحظه به لحظه
عِطرت پیچیده توی خونه
تو این هوای با طراوت
عشق چیزیه که باز می مونه
جدایی از تو سخته جونم
هر عاشقی این رو می دونه
اگه نباشی دل غمین و 
بهار برام فصل خزونه
این غزل و کسی نوشت که
دلش برات دریای خونه
برات می خونم تا بدونی
عشق تو تا حَدِّ جنونه
حس می کنم تو رو همیشه
تو خلوت ناب شبونه
بهار میاد تا که بدونی
عشقت تو قلبم زد جونه
تو دفتر عشقت نوشته
هزار تا شعر عاشقونه
هر کسی که عاشق نباشه
میشه گرفتار تو زمونه
-------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



بمان در خانه
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------------------
بمان در خانه و ترکِ سفر کن
از این رفتن بیا جانا حَذَر کن
به فکر جان خود باش وعزیزان
بمان در خانه نوروزت به سَر کن
بگردد چرخ دوران با نگاهی 
بیا با همدلی ترکِ خطر  کن
بیا رحمی نما بر کادر درمان 
درون خانه ایام ات گذر کن
نباشد حال عالم همچو امروز
بیا شام سیاهت را سحر کن
کنار بچه ها اهل و عیال ات
بمان وباسلامت جان به دَرکن
بیا وبا حمایت صبر و طاقت
تلاشِ دشمن جان  بی ثمر کن
بیا تو با توسل بر خداوند 
گذر از این زمان ای رهگذر کن
-----------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

فصل بهار
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-----------------
سال جدید فصل بهار شکوفه سازه
عطر گلها پیچیده تو هوای تازه
شادی و شور به پا شده با گل لبخند
غزل داره میخونه هر کی دل میبازه
صدای طبل شادی و شور بهاره
عید اومده دلم داره بهش می نازه 
عاشقیِ شعر تو غزل لیلی و مجنون
هر عاشقی توی دلش سوز و گدازه
فصل بهار اومده با سوسن و سنبل
ازاون راهی که دوره و خیلی درازه
دعای وقت سال نو محول الحال
دلم میگه حالا وقت راز و نیازه
یاد خدا و دستگیری از ضعیفان
عید اومده درهای رحمت حالا بازه
بهار اومد نگار اومد شکوفه و گل
بهارفصل زندگیِ پر رمز و رازه
------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شعشعه ی عشق
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
با شعشعه ی عشق شهادت چه کنم؟
درگیرم و درگیر شفاعت چه کنم؟
مبهوت ز اعمالم و افکار بشر
مستانه‌ام و مست قیامت چه کنم؟
با حب جهان عجین شده آب و گلم
جانانه‌تر از جان به فدایت چه کنم؟
شیدایی و شور عشق شد حرف حساب
مقبولم و مشمول کرامت چه کنم؟
جان شیشه و مرگ سنگ بر جام وجود
لب ریزم و سر ریز عنایت چه کنم؟
با روح مسیحایی خود زنده نما
سرزنده ز گوشه نگاهت چه کنم؟
با سرخی خون لاله‌های بی سر
مجذوب به جذبه شهادت چه کنم؟
تو راهبری و رهنما در همه جا
بی عشق امامت و ولایت چه کنم؟
ساقی منم و با لب عطشان به سویت
شفاف‌ترین راه هدایت چه کنم؟
ساقی منم و با لب عطشان به سویت
شفاف‌ترین راه هدایت چه کنم؟
          ----------------------------  
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
یکدسته گل از باغ علی آ مده است
دوم پسر از نسل ولی آ مده است
او سید اهل جنت است با حسنش
با حول ولا عجب یلی آ مده است

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
خورشید هدایت بشر کرده طلوع
این شام سیاه در سحر کرده طلوع
در روز ولادت شهنشاه شهید
درخانه ی عشق یک قمرکرده طلوع




یا حسین ابن علی(ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
--------------------
خامس آل عبایی یا حسین ابن علی
تشنه ی آب بقایی یا حسین ابن علی
نام تو آ رامش و تسکین ماست 
با دل من آشنایی یا حسین ابن علی
کربلایت کعبه ی اهل دل است
  گنبد زرد وطلایی یا حسین ابن علی
روضه ی شیب الخضیبت را شنید
هر دل غرق خدایی یا حسین ابن علی
بوی سیب پیچید شب جمعه حرم       
 نَمَکِ این روضه هایی یا حسین ابن علی
وارث شمشیر حیدر فاتح قلب بشر
شافع روز جزایی یا حسین ابن علی
سائلی در راه مانده آ مده تا به حرم
مینماید او گدایی یا حسین ابن علی
آن طبیب درد بی درمان تو هستی
هم دوا و هم شِفایی یا حسین ابن علی
تا تو را دارم چه غم دارم حسین 
کاشف اسرار مایی یا حسین ابن علی
ساقی عطشانم و فخرم بود الطاف تو
تو امیر کربلایی یا حسین ابن علی
-------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





شاعر:رسول چهارمحالی
ای علمدار وفادار حسین خوش آمدی
ای یل میدان مردی و وفا خوش آمدی
باب حاجاتی و ساقی لبان تشنگان
ای  علمدار و سپهدار جهان خوش آمدی





شش 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
شش ماهه قدم نهاده ای بر دنیا
شش ماهه ی تو باب الحوائج آقا
در کنج دلم شش ضلع است حرمت
شش گوشه شده ملجأ شاه و گدا




سرود میلاد امام سجاد
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
............................
شیعیان مبارک مبارک علی آمده(2)
................................
موسم سرور است سرور است علی آمده
یادگار طاها گل ما گل ما ولی آمده در پنجم شعبان امامی همام آمده
عاشقان بدانید بدانید بهار آمده
...............................
بلبلان به گلشن به گلشن نوا خوان شدند
نغمه گر به ذکر یا سجاد یا سجاد شدند
مژده ای عزیزان عزیزان بهار گل است
جلوه گر به عالم سجود و صلاه گل است
...............................................
قابله ز جنت روان سوی بیت حسین
طلعت گل حق عیان شد به بیت حسین
غرق گل ز رویش ز رویش جهان گشته است
شادمان حسین و ابوالفضل و هم زینب است
.....................................
نوگل حسینی شکوفا شکوفا شده
اسوۂ طهارت،امامت،هویدا شده
گل به باغ حیدر ز داور ز داور دمید
سیدی چو سجادوسجاد به عالم رسید
...................................
نام پاک سجاد ز داور ز داور رسید
عیدی از خداوند به ارباب عالم رسید
نو گلی به مولا به مولا عطا گشته شد
سیدی چو سجاد به ارباب عطا گشته شد
..........................
موسم سرور است غرور است گلی آمده
غم ز سینه دور است چه دور است علی آمده
عاشقان بگوئید به عباس علمدار دین
نور چشم مولا حسین جان حسین آمده
......................................
عاشقان مبارک مبارک ، علی آمده(2)
.....................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




سرود میلاد امام سجاد
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:ای گل ناز من
........................................
یا حسین علی،تهنیت،تهنیت(2)
........................................
شب میلاد کیست،جمله شادی به پاست
عرش و فرش و ملک،غرق عشق خداست
همه جا یک کلام،عشق و شادی به پاست
خانۂ حضرت،شاه عشق در نواست
................................
دل بهشتی شده،از گل یاد تو
چه صفایی بود،روز میلاد تو
حضرت فاطمه،شادمان با علیست
روی دست ابوالفضل،گل فاطمیست
...........................................
در مدینه شده،بیت مولا حسین
با قدوم شما،شادمان شد حسین
سید الساجدین،آمده یا حسین
عبد حق المبین،آمده یا حسین
.....................................
بهر دیدار تو،صف به صف از ملک
اومدن رو زمین،دسته دسته ملک
خیر مقدم می گن،به حسین علی
عابد و زاهد است،علیست یا علی
.......................................
شب میلادتان،شب دلدادگیست
پنج شعبان نگر،روز آزادگیست
عاشقان عاشقان،شب میلاد اوست
کربلا تا به شام،خجل از روی اوست
..........................................
اشگ شوق حسین،پر قنداقه ات
بوسه بر تو زند،مام فرزانه ات
ساقی از عشق تو،غرق شادی شده
عیدی از فاطمه،به چه زیبا شده
.............................................
یا حسین علی،تهنیت،تهنیت(2)
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




امام سجاد
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
آنانکه به سجده ساجدین ات خواندند
محراب عبادت عابدین ات خواندند
هستی پسر شاه شهیدان ،سجاد
در رتبه امام چهارمین ات خواندند
»»»»»»»»»»»»
شاعر:رسول چهارمحالی
پسر شاه شهیدان،شب پنج شعبان
شب میلاد شما،ساجد دین قرآن
بهر تبریک رویم،نزد علمدار حسین
عیدی ماست فقط کرب و بلایت ارباب
»»»»»»»»»»»»»»
شاعر:رسول چهارمحالی
شب میلاد شما کرب و بلا می خواهم
هر دمی از نفست عشق خدا می خواهم
ساجد و عابد و راوی به شهیدانی تو
یک دعا بهر فرج در شب تو می خواهم
»»»»»»»»»»»»»
شاعر:رسول چهارمحالی
ارباب زاده ای که خود آقای عالم است
از نسل پاک حیدر و روح عبادت است
راوی کرب و بلا بود و سید الاسراست
سجاد زینت دین و سفیر خون خداست
«««««««««««««
علی دیگر
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
از صُلْبِ علی ،علی دیگر آ مد
بر جسم حسین روح و پیکر آ مد
در پنجم شعبان گل زهرا وا شد
یک شاخۂ گل به باغ حیدر آ مد
««««««««««««
شاعر:رسول چهارمحالی
تبریک علی دیگری آمده است
در بیت حسین دلبری آمده است
او مایه فخر کشور ایران است
از مادری او ز نسل ما شیران است
»»»»»»»»»»»»»»»
شاعر:رسول چهارمحالی
بر روح عبادات خدایی صلوات
بر سجده کن لطف الهی صلوات
فرزند حسین ابن علی شیر خداست
بفرست مدام بر سجودش صلوات
««««««««««««««««
شاعر:رسول چهارمحالی
میلاد امام ساجدین است امشب
خوشحال حسین امیر دین است امشب
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
او روح عبادت زمین است امشب
»»»»»»»»»»»»»»»»»
حسین آباد 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
من اهل حسین آباد
مسرور شدم دلشاد
از لطف و عطای تو
شد خانۂ دل آ باد
در هر شب جمعه من
مدهوش تو می گردم
ای کاش شوم زائر 
آ قا به شب میلاد
»»»»»»»»»»»»»»»»»
امام سجاد
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
مائیم و سخاوت ز امام سجاد
غرق ایم به کرامت ز امام سجاد
بفرست سلامی به روان پاکش
بنگر تو عنایت ز امام سجاد
««««««««««««««
نور جلی
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
شهر بانو مادر ت  بابا حسین ابن علی
مرد محراب و عبادت چهارمین نور جلی
شکر حق از مادری تو ریشه داری خاک من
سید الساجد ،امام العابدین هستی ولی
»»»»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
صولتی زهرایی و سیرت امیرالمومنین
عابد معبودی و هستی امام الساجدین
نور چشمان حسین ابن علی ، پور نبی
زینت عرشی تو را خوانند زین العابدین
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سرود میلاد امام حسین
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:ساقیا ساقیا
.....................................
یا حسین حسین مولا(2)
.....................................
عاشقان دهید مژده ،مه نگار من آمد
فاتح همه دلها،بی قرار من آمد
نور حق شده اینک،منجلی که یار آمد
شهر و گشته نور باران،خسرو جهان آمد
(فاطمه-شادمان-دل ربای او آمد)2
...................................
عرشیان روان گشته،سوی او که یار آمد
سید شهیدان و،ماه دل ربا آمد
فطروس ملک اینک،دیده بر نگار آمد
تا شفیع او گردد،پیش آن نگار آمد
(شد شفیع-بهر او-بال وپر به کار آمد)2
.........................................
عالمی معطر شد،از گل کلام او
خانۂ علی غرق،شادی از جمال او
خاتم النبی گفته،وصف بی جمال او
شأن او بود مدح،پر لطف و صفای او
(حسین منی-انا-من حسینی)2
...................................
عیدی من و ما را،فاطمه بده جانا
شادمان بود الله،آمده گل طاها
مکه و مدینه را،کن نصیب ما مولا
کربلا،نجف بخشا،بهر دلبرت زهرا
(ساقی است-منتظر-بر عنایتت زهرا)2
....................................
(یا حسین حسین مولا)2
.........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
از انوار رخت مولا 
جهان ما چه پر نور است
گل و بلبل زند نغمه
جهان ما پر از شور است
حسین ابن علی آمد 
چو خونی تازه در رگ ها
همه مدیون او هستیم
چشم دشمنش کور است

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
آ وای خوش بهار می گفت حسین
دیدار خوش نگار می گفت حسین
شعبان به حضور تو گرفته عطری
آ ن معنی ایثار  می گفت حسین

شاعر:رسول چهارمحالی
مادرم ناف مرا بر غم تو زد گره ای
گفت باشد پسرم نوکر درگاه علی
شیر با بغض گلوی غم مولا می داد
اشک روضه نمک شیر مرا هم می داد

شاعر:رسول چهارمحالی
 شود آیا که درون حرمت گریه کنم
شب جمعه ز غم ماتم تان گریه کنم
روضه خوان باشم و گریان بشود مادر تو
لطف بر من بکند مادر غم پرور تو

حال زیارت
شاعر:رسول چهارمحالی
امشب دل من حال زیارت دارد
در جمعه شبی عشق شهادت دارد
خواهد که رود کرب و بلا قبه طلا
از مادرتان این دل من اذن زیارت دارد

خداحافظ رجب
 شاعر:رسول چهارمحالی
رجب رفتی خدا یار و نگهدارت
شفاعت کن به روز حشر ز احوالت
نمودن روزه داری و عبادت روزهایت را
که باشم من ز این الرجبیون روز وا نفسا

شاعر:رسول چهارمحالی
از آمدنت جهان منور شده بود
دلشاد علی به روی زهرا شده بود
از خنده ی تو انس و ملک شد مسرور
فطروس به شفاعت تو آمد ای نور

شاعر:رسول چهارمحالی
سلام آقای شعبان ،شاه تشنه
دلم بسته به راهت،ماه خسته
ببین فطروس عزیمت کرده با راز
مگر گیرد شفاعت از رخت باز

شاعر:رسول چهارمحالی
ماه شعبان با حسین بن علی گردد شروع
با ابوالفضل علمدار و سپهدار ش شروع
حضرت سجاد باشد ماه سوم ماه عشق
اکبر و مهدی نمایان می شود در ماه عشق

پر قنداقه(مدافعین حرم)
شاعر:رسول چهارمحالی
ما زفطروس این حقیقت یافتیم
از پر قنداقه شوکت یافتیم
بانوای یا حسین ابن علی
سبقت از بهر شهادت یافتیم

شافع محشر
شاعر:رسول چهارمحالی
امشب که جهان منور از نور شماست
در خانه ی عشق عطری از بوی شماست
امشب بدهید مژده به فطروس ملک
آمده حسین شافع روز واپسین

نفس برای تو
شاعر:رسول چهارمحالی
شکر خدا نفسم از برای توست
دار و ندار من به دو عالم ز نام توست
شاکر شوم خدای جهان را که عاشقی
از حا و سین اولی و یا و نون توست(ح س ی ن)

میلاد حسین
شاعر:رسول چهارمحالی
مژده در بیت علی آمد گلی
نور باران شد همه بیت ولی
فاطمه مادر شد و حیدر پدر
گل فشان شد عرش تا فرش یا علی

شاعر:رسول چهارمحالی
ای علمدار وفادار حسین خوش آمدی
ای یل میدان مردی و وفا خوش آمدی
باب حاجاتی و ساقی لبان تشنگان
ای  علمدار و سپهدار جهان خوش آمدی

شاعر:رسول چهارمحالی
تبریک به صاحب الزمان چارم شعبان
میلاد ابوالفضل علمدار بود ای شه خوبان
عیدی بده امشب سوگند به عباس
تنها سفر کرب و بلا ای پسر یاس

شاعر:رسول چهارمحالی
میلاد ابوالفضل، علمدار حسین است
دلشاد علی،از قدم شیر جهان است
مسرور بود، حضرت مهدی شب میلاد
میلاد عمو جان، پسر شاه جهان است

شاعر:رسول چهارمحالی
شادمان ام البنین از مقدم عباس شد
خنده بر لب های مولا از گل احساس شد
دور گهواره حسین و مجتبی خنده کنان
زینب کبری چه خندان از قد عباس شد

شاعر:رسول چهارمحالی
مژده آقای وفا نور ولا آمده است
قمر ماه ولا عشق خدا آمده است
حضرت باب حوائج شب چهار شعبان
با هزاران صلوات مشک فشان آمده است

شاعر:رسول چهارمحالی
پسر شاه شهیدان،شب پنج شعبان
شب میلاد شما،ساجد دین قرآن
بهر تبریک رویم،نزد علمدار حسین
عیدی ماست فقط کرب و بلایت ارباب

شاعر:رسول چهارمحالی
شب میلاد شما کرب و بلا می خواهم
هر دمی از نفست عشق خدا می خواهم
ساجد و عابد و راوی به شهیدانی تو
یک دعا بهر فرج در شب تو می خواهم

شاعر:رسول چهارمحالی
ارباب زاده ای که خود آقای عالم است
از نسل پاک حیدر و روح عبادت است
راوی کرب و بلا بود و سید الاسراست
سجاد زینت دین و سفیر خون خداست

شاعر:رسول چهارمحالی
تبریک علی دیگری آمده است
در بیت حسین دلبری آمده است
او مایه فخر کشور ایران است
از مادری او ز نسل ما شیران است

شاعر:رسول چهارمحالی
بر روح عبادات خدایی صلوات
بر سجده کن لطف الهی صلوات
فرزند حسین ابن علی شیر خداست
بفرست مدام بر سجودش صلوات

شاعر:رسول چهارمحالی
میلاد امام ساجدین است امشب
خوشحال حسین امیر دین است امشب
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
او روح عبادت زمین است امشب

یا زینب
شاعر:رسول چهارمحالی
کلنا شیعه فدای تو ایا یا زینب
جان ما باد فدای تو ایا یا زینب
دست دشمن شکنم قصد اهانت بکند یازینب
همچو عباس علمداری تو را بکنم یا زینب

اشعار دو بیتی میلاد امام حسین (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
میلاد حسین است به صوت و نغمات
بدرود فرست و گیر صد ها حسنات
بر کشته مظلوم، تا به عرصات
بفرست مدام از دل و جان صلوات

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
فاطمه مادر شدی چشم تو روشن
دلبر حیدر شدی چشم تو روشن
خانه وحی است جای هر ملائک
مادر محشر شدی چشم تو روشن

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
خانه ات کعبه دلهاست حسین جان آ قا
خاک تو مهر نماز است به یاران آ قا
بوسه بر نام شما عین زیارت باشد
خاک بوس حرمت حضرت جانان 
آ قا

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
امشب که جهان منور از نور خداست
در خانه عشق عطری از بوی شماست
امشب بدهید مژده به فطروس ملک
آ مده حسین آنکه شفیع روز جزاست

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
فطروس بیا موئد میلاد دلبر است
میلاد با سعادت دلدار حیدر است
آ مد حسین و شاد نبی مکه غرق نور
بر روی دست فاطمه طفلی دلاور است

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
پر سوختگان آمده شعبان کجائید کجائید
از بهر شفاعت همه با هم بیائید بیا ئید
با اذن نبی و علی و حضرت زهرا
دست بر پر قنداقه بر آرید و رهائید

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ما را پر قنداقۂ ارباب بود بس
چون نوکریش فخر همه کس
فرزند علی مادر او حضرت زهرا
این حب که شود خار به چشم همۂ خس

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
مائیم و صفای کرم تو ارباب
میلاد شده نظر نما بر تب و تاب
عیدی بده کربلا،مدینه،مکه
حق علی اصغر و هم حق رباب

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
شعبان شده بر مولد پاکش صلوات
شاد است نبی روح و روانش صلوات
در خانۂ وحی عجب صفایی بر پاست
بر باب و ام و جد گرامش صلوات

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ارباب شدی که نوکری غم نخورد 
از خوان کریمانۂ تو کم نخورد
آقایی و مظلومی و محبوب خدا
جز عشق تو این دل که بر هم نخورد

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
برق نگاهش از زمین تا آسمان بود
الطاف او الطاف حق از نای جان بود
شعبان مزین شد که ثارالله آ مد
زهرا مبارک نور او در کهکشان بود

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ما وام دار غیرت و خون حسینیم
عمری در این عالم مجنون حسینیم
خونش درون رگهایم گشته جاری
آری خدا داند که مدیون حسینیم
»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
کربلا مدهوش عشق فاطمه است
بر لب پیر و جوان این زمزمه است
شادمان خیر النسا ، خیر البشر
عرش تا فرش خدا در هم همه است
»»»»»»»»»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
آ وای خوش بهار می گفت حسین
دیدار خوش نگار می گفت حسین
شعبان به حضور تو گرفته عطری
آ ن معنی ایثار  می گفت حسین
»»»»»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ماه شعبان با تو شد ماه عسل
با گل رویت بهاریست ما حصل
مولد عباس گشت و ساجدین
با حسین این ماه شد ضرب المثل
»»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
تو شاخه نبات ، حسنات و برکاتی
استاد فصیح نغمات و کلماتی
از مولد مسعود تو من فهمیدم
تو آ یۂ نوری و تو ذکر صلواتی
»»»»»»»»»»»«««»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
تو آمده ای که رو به هر کس نزنم
گلخانۂ من دست سوی خس نزنم
ارباب شدی که آبرو مند شویم
تا دست گدایی سوی نا کس نزنم
»»»»»»»»«««
پر قنداقه(مدافعین حرم)
شاعر:رسول چهارمحالی
ما زفطروس این حقیقت یافتیم
از پر قنداقه شوکت یافتیم
بانوای یا حسین ابن علی
سبقت از بهر شهادت یافتیم
»»»»»»»»««««««
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
امشب که جهان منور از نور خداست
در خانه عشق عطری از بوی شماست
امشب بدهید مژده به فطروس ملک
آ مده حسین آنکه شفیع روز جزاست
»»»»»»»»»»»»»
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
میلاد حسین است به صوت و نغمات
بدرود فرست و گیر صد ها حسنات
بر کشته مظلوم، تا به عرصات
بفرست مدام از دل و جان صلوات
»»»»»»»»»««««««««
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
فاطمه مادر شدی چشم تو روشن
دلبر حیدر شدی چشم تو روشن
خانه وحی است جای هر ملائک
مادر محشر شدی چشم تو روشن




می گفت حسین
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
------------------------------
آوای خوش بهار می گفت حسین
در چرخش روزگار می گفت حسین
مجنون پی لیلی شب تا به سحر
درکوچه و بازار می گفت حسین
عاشق پی معشوق بی تاب و قرار
بر وصل رخ نگار می گفت حسین
عطر نفسش پر نمود دشت و چمن
 شب بو لبِ جویبار میگفت حسین
شعبان به حضور تو گرفته عطری
آن وارثِ ذوالفقار می گفت حسین
آغوش عزیز عالمین مأمن توست
یک مادر بی قرار می گفت حسین
در سوم شعبان شنیدم فُطروس
با نم نم چشم زار می گفت حسین
از لطف و کرامت شه تشنه لبان
بگرفته شِفا ز یار می گفت حسین
سیّد الشّباب اهل بیتی  هر جا
هم مجیر و مستجار میگفت حسین
در صحنه ی جنگ قمر هاشمیان             
   وقت رجز و شعار می گفت حسین
از کعبه صدای ارجعی می آ مد
چون حضرت کِردگار میگفت حسین
خنجر نبرید حنجر تشنه ی او
خون از دم آبشار می گفت حسین
در طشت زر و قاری روی نیزه 
تا نیزه و نیزه دار می گفت حسین
زینب همه دَمْ همه جا در همه حال
می دید نگارو زار می گفت حسین
-----------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پند و اندرز 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
مجلس ختم و ترحیم ، خاکسپاری
»»»»»»»»»»»««««««««««««««
روزی که تنت لخت و عریان گردد
هر دیده به تو زار و گریان گردد
تو درکفن و قبر شود خانه ی تو
مهمان به درون قبر انسان گردد
آیند دو مَلِکْ پی سؤال و پاسخ
ای کاش شفیع ات نور قرآن  گردد
هرچند بود زِ توشه دستت خالی
حالا که امید به قلبْ مهمان گردد
دیگر خبری نیست ز دارایی و مال
نام تو مرحوم یا میت عنوان گردد
باران دو چشم دوستانت جاریست
صد حیف که آن هم به پایان گردد
یاران همه می روند از پیر و جوان
مونس ات فقط کلبه ی احزان گردد
تو ماندی و قبر و کفن و اعمالت
با علم به قبر دیده حیران گردد
در سینه ی تو می طپد نور خدا
این دوا به درد تو درمان گردد
با حُبِّ علی و فاطمه تا محشر
چشمی نبود ز غم گریان گردد
ساقی در این خانه بگیر گر خواهی
شافع ات حسین شاه عطشان گردد
----------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان )



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جهش تولید 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
امسال که نامش جهش تولید است
خورشیدِ درونِ قلبِ ما اُمید است
با همت و همدلی با سعی و تلاش
تولید رواج و دشمنان نومید است

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
فرمانِ تو بر دلم تپش می خواهد
درسایه ی تحریم پرش می خواهد
با سعی و تلاش،همت و همکاری
تولیدِ وطن یک جهش می خواهد


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
اشک نم نم
مجلس ختم و ترحیم 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-------------------------------
خدایا بر دلی ماتم نباشد 
دوچشم خواهری نم نم نباشد
سراسر غصه و اندوه هر جا
که فرزندی به پیکر خم نباشد
نبارد اشک دیده همچو باران
مصیبت بر دلی هر دم نباشد
همه باید سفر کرد از زمانه
غمی بر سینه ی عالم نباشد
خوشا بر آنکه درمان دلی و
غمی بر ماتمی هر دم نباشد
بیا تا قدر یاران را بدانیم
به روی دیده ای شبنم نباشد
همه غم ها برای ماست سنگین
غمی چون ماتم اعظم نباشد
ببارد دیده چون ابر بهاری
الهی سایه از سر کم نباشد 
بگردی گر تمام عرش و کُرّات
غمی چون ماتم آدم نباشد
به درب خانه و کوچه و بازار
نبینم حجله و پرچم نباشد 
الهی سینه ی مجذوب عشقی
دمادم  غرق در ماتم نباشد 
------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سین هشتم
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------
سین هشتم حاج قاسم سلیمانی
سین هشتم اسطوره های ایرانی
سین هشتم به یادت ای سردار 
سین هشتم توکیستی که میمانی
جای تو نیست خالی در میان ما
یاد ونامت به پاست مردکرمانی
ذوب گشتی تو درون عشق خدا
قهرمانی عزیز، غرقِ نورِایمانی
بال هایت وا نمودی سوی یزدان
همیشه دردل ما جانی وتوجانانی
دعا نما تو برای امام و رهبر مان
پیش حضرت حق همیشه خندانی
شیر مردی از دیارِ آرش و گیو
چون محبّینِ نامدار،مثل سَلمانی
عاشق دین و مذهب و وطنی
کشتی وطنم را  همچو بادبانی
دوباره عطر دل آرای تو پیچیده
گل بی خار تویی که در گلستانی
تو چه کردی با دل مردمان ایرانی
همچو گوهری در وجودمان پنهانی
هفت سین نه که هشت سین داریم
سین هشتم حاج قاسم  سلیمانی
--------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
دست بر سینه دلم زائر ایوان طلاست
حرمت جای مناجات وتسبیح و دعاست
ملجأ این دل درمانده تو هستی جانا
قاضی حاجت مادر همه ی حال خداست




شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

کویر خشک دلم را بیا و صحرا کن 
 
  تو با زلالی قلبت دلم رو دریا کن 

نظر نما به چشمان مانده درراهت

مرا به فیض حضورت بیا مهیا کن




شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
تفسیر حضور تو زمان فرج است
در قلب صبور تو زمان فرج است
یا حجت ثانی العشر مهدی جان
هنگام ظهور تو زمان فرج است


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه بیست و چهارم اسفندماه سال 1398
غزلش را قصیده می خواند
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-------------  ---- -----------
دلم گرفته و هردم قصیده می خواند
هزار گلایه به رنگ پریده می خواند
تمام حرف دلش را نهان به بغض گلو
زبان عشق را بریدهِ بریده می خواند
ز تیر و خنجر و دشنه درون قلب ما
نیست نشانی که زجر دیده می خواند
به جرم عاشقی و مستیِ دل پاکش
ز کوله بار محبّت قد خمیده می خواند
کبوتر دل خود را ولی شکسته بال
پرانده سوی تو با اشک دیده می خواند
ز درد دوری تو همچو ابر می بارد
هزار شعر و مَثَل  غم کشیده می خواند
دلش به دولت عشقت امید دارد او
به یاد وصل رُخت با عقیده می خواند
قلم گرفته به دستش به خط نستعلیق
هزار شعر نو  بر جریده می خواند
زمان مستی و هوش یاری اش ساقی
ببین که هر غزلش را قصیده می خواند
----------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بمان در خانه
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------------------
بمان در خانه و ترک سفر کن
از این رفتن بیا جانا حذر کن
به فکر جان خود باش وعزیزان
بمان در خانه نوروزت به سر کن
بگردد چرخ دوران با نگاهی 
بیا با همدلی ترک خطر  کن
بیا رحمی نما بر کادر درمان 
درون خانه ایام ات گذر کن
نباشد حال عالم همچو امروز
بیا شام سیاهت را سحر کن
کنار بچه ها اهل و عیال ات
بمان وباسلامت جان به درکن
بیا وبا حمایت صبر و طاقت
تلاشِ دشمن جان  بی ثمر کن
بیا تو با توسل بر خداوند 
گذر از این زمان ای رهگذر کن
-----------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یعنی میشه 
ختم و ترحیم ، خاکسپاری
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------
یعنی میشه تو نباشی،زندگی زندونِ سرده
یعنی میشه تو نباشی،چشمای گریون مرده
یعنی میشه تو نباشی،از غمت زار و حزینم
روضه خون غمتم من،میبینی چقدر غمینم
یعنی میشه تو نباشی،روز من شام سیاهه
برسرو سینه زنم من،مونس من نور ماهه
یعنی میشه تو نباشی،با دلی زار و مکدر
میدونی داغ تو سخته،میزنم به سینه وسر
یعنی میشه تو نباشی،در بهار یا که تابستون
زندگیم فصل خزونه،سردی فصل زمستون
یعنی میشه که نباشی،روشنی بخش توخونه
این دل غرقه به خونم،ازغم دوریت میخونه
یعنی میشه تو نباشی،چشم من به راه دوره
خاطرات تو هنوزم ،لحظه ی ناب حضوره
یعنی میشه تو نباشی،توی این آه جگر سوز
دل من داره میسوزه ،از غم تو هر شب وروز
یعنی میشه تو نباشی،کرده ام سر در گریبان
نیمه شب ها از جدایی،دیدگانم شده گریان
من ویک آه جگر سوز ،خاطرات مونده دردِل
هنوزم جات خالیه حیف،که تنت جامونده درگِل
----------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
به عزت و شرف لا اله الا الله
مجلس خاکسپاری و تشییع
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-----------------------------
به عزت و شرف لا اله الا الله
به نام ختم رسالت نبی رسول الله
به نام خالق قادر کریم بخشنده
که میکشد قلم عفو برگناه هر بنده
به نام حیدر و زهرا علی ولی الله
حسن زینب و عباس به نام ثارالله
کفن به تن ببرید تا به خانۂ افلاک
مرا بنام اباالفضل دهیدبه دست خاک
برای رفتن در خاک مرا دهید امید
بگوروضه بخوانید زتشنه کام شهید
که حُبِّ آل علی مونس غم و دردم
که اولین شب قبرم علیست همدردم
تمام اهل و عیال ،همسر و پدر مادر
به دوست ،همسایه ،برادر و خواهر
کنون که دست من از عالم شما خالیست
مرا حلال کنید که چیزی درون دنیا نیست
اگر بدی ز من رفته در سفر دیدید
عفو نمائید که دست ز دنیا برید
بگو به عزت و شرف لا اله الا الله
محمد است نبی و علی ولی الله
حسینِ نیزه نشین را بگو ثار الله
که اشهد ان محمد رسول الله
-------------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پدر 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
------------------------ 
پدر یعنی چراغ توی خانه
پدر یعنی گریز از این زمانه
پدر یعنی سرود زندگانی
پدر یعنی عروج آ یمانی
پدر دار و ندارم بی بهانه
پدر سختی اما عاشقانه
پدر تاب و تب احوال هستی
پدر زخمی ولی مجذوب مستی
پدر سیر و سلوک شاعرانه
پدر مردیست توی آ شیانه
پدر تفسیر رحمان و رحیم است
پدرخون خالقش آری کریم است
پدر چون شمع می سوزد دمادم
زنم بوسه به دستانش هر دم
پدر پاک و زلال است و خدایی
برای اهل خانه گشت  فدایی
-------------- ------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فاروق اعظم علی
مدح ومنقبت امیرالمومنین علی (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
--------------------------------
فاروق اعظم علی و ساقی کوثر علی
نائب مرسل علی و شافع محشر علی
دست حق در آستین سید کون و مکان
قائد و رهبر علی و شافی و مشعر علی
معنی عدل و عدالت راز دارِ هل اتی
در میان شیر مردان فاتح خیبر علی
کاتب آیات رحمان ناطق شرح حدیث
حافظ آیات قرآن زوجه ی کوثر علی
هادی و حیدر علی و فاضل و افضل علی
عالم علم لَدُنی از همه برتر علی
او قَسیم الجنّةِ و النّار در ارض و سما
پس امیر المومنین صفدر یا حیدر علی
عُروة الوثقی علی باشد سِرُّ الله علی
حجة الله قدرت الله مسجد و منبر علی
تالی الله و یَدالله بابِ علم لا یَزال
اَشْجَع الناس آن وصی پاک پیغمبر علی
باب علم است و حقیقت یا علی المرتضا
بوترابی همچو آبی بر نبی لشگر علی
دست گیر خلق در محشر تو اولاد تو
خادم در گاه تو با فخر چون قنبرعلی 
---------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




شاعر:رسول چهارمحالی
کعبه نازد بر خودش،مولا به بر دارد همی
جایگاه امن باشد،چون ولی دارد همی
آمده مولای خوبی ها ،درون بیت حق
این شکاف از یمن میلاد علی دارد همی
چون خدا گردید بهر شیر مردانش همی
میزبان بهر تولد کعبه را بهر علی




غلام حیدر
میلاد حضرت علی (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
................................
ما غلام حیدر و عبد خدای حیدریم
نسل در نسل عاشق بی ادعای حیدریم
ما مرید فاطمه و ذاکر حبل المتین
دست بوس و خانه زاد بچه های 
شاه دین
از ازل در سرنوشت ما نوشته آ ن ولی
اشهد ان امیر المومنین باشد علی
دستگیر و شافع و بخشنده باشد ،مهربان
فاتح بدر و حنین و خیبر است اندر جهان
خون در رگ های ما جوشیده از حب اش همی
آنکه خلقت را به نور خود نموده منجلی 
زاده شد در کعبه و فخر تمام عرش شد
چند روزی میهمان آ دمی در فرش شد
یک ترک افتاد در بیت خدا ماه رجب
سیزده این ماه خلقی را نموده در عجب
او علی شد چون خدایش نام کرد 
بعد احمد  مقتدایش نام کرد 
آ یه آ یه مدح قرآن از علیست
آ یه تطهیر و عرفان از علیست
ای مسیحای مسیحای تمام اولیا
یوسف خوش چهرۂ اهل کسا
بوترابی و کلیمی و حطیمی مرتضی
وارث و یار و انیس و غمگسار مصطفی
شهسوار لافتی ای تاج دار اهل اتی
حصن تو حصن حصین در هر کجا
ساقی کوثر تویی شمشیر تو شد ذوالفقار
بر حسین و بر حسن بابای پاک و تاجدار
همسر زهرایی و ارباب بر قنبر تویی
مرد نخلستان طاها مشک و هم عنبر تویی
خاک پای حیدرم عشقش نشانده در دلم
ساقی و مداح علی لطف خدای سرمدم
..................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)



سرود میلاد امیر المومنین علی(ع)
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
حیدر خوش آمد(4)
..................................
بوی گل سوسن و یاسمن آمد
باب حسین و حسن ز کعبه آمد
ماه درخشان هر انجمن آمد
سید العرب والعجم بیامد
....................
وارث علم نبی ،ولی بیامد
وصی بر حق مصطفی خوش آمد
همسر زهرای مرضیه بیامد
اول امام جهان علی خوش آ مد
......................................
فاطمه بنت اسد به خانۂ حق
کودک خود را به دنیا او بیاورد
ز کودکی خانه زاد خانۂ حق
وصی و یاور به پیغمبر خوش آمد
......................................
شافع محشر به عالم زده چهره
نور رخش برده غم از دل همه
13ماه رجب ز یمن میلاد
عطر ولایت بپیچد همه ولاد
..........................................
یا علی مرتضا به حق زهرا
حق حسین و حسن،زینب کبری
حق نبی مصطفی خاتم بر حق
عیدی ما را بده،امیر بر حق
...............................
خانۂ کعبه شده زادگه تو
ملک و ملک خادم درگه تو
حور و پری بوسه بر پای تو می زد
خنده خدا بهر میلاد تو می زد
....................................
شکر خدا پیرو دین رسولم
نوکر در گاه همسر بتولم
تا نفسی باشه سرباز حسینم
منتظر مقدم نور دو عینم
..............................
منتظر مهدیم هر شب و هر روز
عجل فرج بر لبم هر شب و هر روز
ساقی ام و نوکر درگه شاهم
حیدر امیر من است من هم گدایم
.....................................
حیدر خوش آمد،حیدر خوش آمد(2)
...........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




حب علی
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سرمایه ما حب علی و آ ل است
عالم همه غیر آ ن که قیل و قال است
بخشنده ،شفیع و رهنما بهر بشر
از هاشمیان نشانه ای یک خال است




سرود میلاد امیر المومنین علی(ع)
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
حیدر خوش آمد(4)
..................................
بوی گل سوسن و یاسمن آمد
باب حسین و حسن ز کعبه آمد
ماه درخشان هر انجمن آمد
سید العرب والعجم بیامد
....................
وارث علم نبی ،ولی بیامد
وصی بر حق مصطفی خوش آمد
همسر زهرای مرضیه بیامد
اول امام جهان علی خوش آ مد
......................................
فاطمه بنت اسد به خانۂ حق
کودک خود را به دنیا او بیاورد
ز کودکی خانه زاد خانۂ حق
وصی و یاور به پیغمبر خوش آمد
......................................
شافع محشر به عالم زده چهره
نور رخش برده غم از دل همه
13ماه رجب ز یمن میلاد
عطر ولایت بپیچد همه ولاد
..........................................
یا علی مرتضا به حق زهرا
حق حسین و حسن،زینب کبری
حق نبی مصطفی خاتم بر حق
عیدی ما را بده،امیر بر حق
...............................
خانۂ کعبه شده زادگه تو
ملک و ملک خادم درگه تو
حور و پری بوسه بر پای تو می زد
خنده خدا بهر میلاد تو می زد
....................................
شکر خدا پیرو دین رسولم
نوکر در گاه همسر بتولم
تا نفسی باشه سرباز حسینم
منتظر مقدم نور دو عینم
..............................
منتظر مهدیم هر شب و هر روز
عجل فرج بر لبم هر شب و هر روز
ساقی ام و نوکر درگه شاهم
حیدر امیر من است من هم گدایم
.....................................
حیدر خوش آمد،حیدر خوش آمد(2)
...........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




مدح امیر المومنین علی(ع)
شاعر و  مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
می نویسم واژه واژه شعر در مدح علی
آنکه عالم را به نور خود نموده منجلی
چون قلم در دست می لرزد به نام پاکتان
سطر سطر شعر من ختم است به نام حیدری
ساقی کوثر امیر المومنین است نامتان
این قلم در صفحه می رقصد که شاه وسروری
فاتح بدر و حنین و قهرمان خیبری
دشمنانند جذب علم و قدرت و عشقش همی
شیعه و سنی ندارد هم مسلمان ارمنی
سجده کرده بر عدالت یا به حکمت بر ولی
یاور و یار و انیس و جانشین مصطفاست
همسر و هم کفو زهرا شأن مولا شد بلی
اسم اعظم نام زیبایت بود بر عاشقان
موقع درد و غم و اوج گرفتاری یلی
ساقی و لطف و عطای مهربان مولای ما
چون سرشتند سیرت ما را ز پس ماند گلی
می نویسم می سرایم ذاکر مدح توأم
اشهد ان امیر المومنین باشد علی
.........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




شاعر:رسول چهارمحالی
دل من در حرمت ای مه تابان گردید
هر کجا رفت ولی بهتر از آنجا که ندید
توی ایوان نجف این دل من پر می زد
به خدا بهتر از این خونه ندارم آقا جون
کاش می شد با پا بیام زیارت اون حرمت
آخه من همیشه با دل اومدم تو حرمت
یا علی ای شه خوبان شب میلاد شماست
ملک و ملک به پابوسی میلاد شماست
زادگاهت کعبه و جایگه توست نجف
خوش به حال دل شیعه که نجف جای شماست
از خدا می خوام شفاعت شما رو آقا جون
شب اول ،لحظه مرگ ببینم چهره ی زیبات آقا جان
ساقی امروز شادمان از قدم مهر شماست
لطف کن نوکر زهراو حسین یاد شماست





شاعر:رسول چهارمحالی
این که ما نوکر ارباب شدیم لطف تو بود
ذاکر و خادم ارباب شدیم لطف تو بود
روز اول تو نظر کردی و ما مست شدیم
فاطمه لطف شما بود که سر مست شدیم
شرف عشق ز الطاف کریمانه توست
بی جهت نیست که ما عاشق ارباب شدیم
گل ما را ز شما ساخته و خلق کنند
روح ما از نفس پاک و مسیحایی توست
فاطمه لطف نما نوکری ام را تو نگیر
هر چه دارم ز تو و ایل و تبارمولاست




هوای حرم
شاعر:رسول چهارمحالی
در هوای نجفت ای سه خوبان مستم
عاشق صحن جدید فاطمه من هستم
کاش سیزده رجب گنبد نورانی تو
عازم کرب و بلا ز لطف و آقایی تو





معنا ندارد
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
عدالت بی علی معنا ندارد 
شهادت بی علی معنا ندارد
ستون عرش بر روی زمین است
ولایت بی علی معنا ندارد
شفیع روز محشر بوده و هست
شفاعت بی علی معنا ندارد
چو فردا نامه ی ما را بخوانند
قیامت  بی علی معنا ندارد
امام اولین او بوده و هست  
امامت بی علی معنا ندارد 
وصی خاتم مرسل علی بود
رسالت بی علی معنا ندارد 
ببارد دیدگان در صحن پاکش
زیارت بی علی معنا ندارد 
علی معنی حق است و حقیقت
حقیقت بی علی معنا ندارد
به بارور و به نیرو مرد خیبر
رشادت بی علی معنا ندارد
ز نسل پاک او معصوم تر نیست
طهارت بی علی معنا ندارد
به وقت مرگ دستم را بگیرد 
ضمانت بی علی معنا ندارد
اگر ساقی تو مجذوب خدایی
هدایت بی علی معنا ندارد
-------------------------،
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




سرود میلاد حضرت علی ابن ابیطالب(ع)
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
............................................
امیر من حیدر،شفیع من حیدر(2)
...............................................
دوباره دلها شد،پر از صفا دیگر
جهان منور شد ،به طلعت حیدر
ملائکه شادند،به عرش حق خرم
پیمبران دارند،ثنای او بر لب
.........................................
بیا بیا ای دل،به گلشن طاها
ببین شکوفه زد،دلبر زهرا
مکه شده امشب،غرق ولای او
خانۂ حق بوسه،زده به پای او
.......................................
ترک بیفتاده،به خانۂ دادار
نشان بود آن از،مولد دلدار
نبی بود شاد و ،ملائکه خندان
درون بیت حق،آمدکاتب قرآن
...................................
چه جلوه ای دارد،جمال زیبایش
سجده زده اینک،عرش و فلک پایش
دل از نبی برده،پسر عمو جانش
بوسه به رویش زد،نگر عمو جانش
..................................
به روی دست نبی،زبان به لب وا می کرد
کتاب های شریف،به لب نوا می کرد
بخواند تورات و بخواند انجیلی،
در آخرش قرآن ،زمزمه او می کرد
.................................
قد افلح المومنون،بهر نبی می خواند
قبل نبوت بر،خاتم دین می خواند
لبان خود را بر ،لبان حیدر داد
بوسه بر آن کودک،خود پیمبر داد
.............................
من از ازل دل بر،سخاوتش دارم
درون قلبم من،محبتش دارم
خوشم که در عالم،گدای او هستم
به بزم میلادش،ذاکر او هستم
...............................
مست می نابش،شدم به ماه رجب
به یمن میلادش،13ماه رجب
ساقی مست توأم،فدایی نام توأم
ظهور مهدی تو،آرزویم همه دم
.................................
امیر من حیدر،شفیع من حیدر(2)
.................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




غزل سروده دلم
مدح حضرت علی (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------------
دمی به شوق محبّت غزل سروده دلم
به مردی و به مرامت غزل سروده دلم
کجا مرا که زنم لاف عاشقی تو را
فقط به عشق شفاعت غزل سروده دلم
تویی تو مولد کعبه تو خود مسیحایی
برای جلب رضایت غزل سروده دلم
تویی تو لنگر عرش و ابا البشر حیدر
به جایگاه ولایت غزل سروده دلم
امیر عالم و آدم انیس طفل یتیم
تویی مجیر به امّت غزل سروده دلم
ترک به خانه ی خالق برای تو افتاد
برای شرح حکایت غزل سروده دلم
کبوتر دل من پر زنان سوی حرمت
به رو به روی ضریحت غزل سروده دلم
زبان الکن و حاجات ما ندارد تَهْ
نبوده قصد جسارت غزل سروده دلم
تویی امیر دل ما تویی تو شاه نجف
علیست ذکر عبادت غزل سروده دلم
نبوده ذکر تو لایق برای هر دهنی
برای کسب فضیلت غزل سروده دلم
بگیر رشته ی دل را بکش به راه خود
برای عدل و عدالت غزل سروده دلم
نظر به ساقی عطشان خود نما مولا 
فقط به قصد اطاعت غزل سروده دلم
--------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





سرود میلاد حضرت علی
سبک؛یار مبارک بادا-شیرازی
شاعر:رسول چهارمحالی
(مژده حیدر آمده،شاه و دلبر آمده)
فاطمه بنت اسد دارد به بر یک شاخه یاس
نور چشمانش علی،در کعبه کرده دیده باز
هر کجایی بنگری نور ولایت شعله زد
حیدر صفدر علی،بر دامن تو غنچه زد
***********
کعبه گشته میزبان بهر امیر عالمین
ذوق این گل را کند احمد انیس عالمین
آمده زوج بتول آن همسر زیبای یاس
آمده حبل المتین،بابای گل های جهان

******************
از قدوم روی او ،کعبه شده پر شور و شین
انبیا و اولیا ،عزم زیارت از دو عین
یک ترک افتاده شد بر خانه ی پاک خدا
تا ابد باشد نشان از مقدم شیر خدا
****************
بلبلان در مستی و گل ها همه سر مست او
آمده است بوتراب ،آن فاتح و مرد جهاد
آمده بهر یتیمان او پدر داری کند
بر فقیران و اسیران او نگهبانی کند
**************
اسدالله و یدالله و ولی الله دین
آمده شاه جهان ،یعسوب الدین
از نگار روی او عالم شده پر از صفا
عرض تبریک از برای حضرت خیر النسا
***************
مکه امشب غرق نور از طلعت زیبای او
قلب پیغمبر بود شاد از رخ دلجوی او
عرش و فرش ،ملک و ملک در پای او
عالمان علم هر جا نقطه ی پر گار او
**************
(مژده حیدر آمده،شاه و دلبر آمده)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
میلاد علی اصغر علیه السلام
شاعر:رسول چهارمحالی
بیت حسین علی، پر ز صنوبر شده
آمده غنچه گلی، ببین چه دلبر شده
ماه جمال علی،در رخ این گل عیان
علی اصغر ببین،دلبر حیدر شده
خنده زنان فاطمه،درون جنت ببین
امیر خوبان علی،شاد ز اصغر شده 
رباب بر روی دست،گوهر حق را ببین
هدیه به ارباب کرد،حسین خندان شده
باب حوائج بود،اصغر شش ماهه اش
برپر قنداقه اش،ملک و ملک پر شده
علی اکبر شده،شاد ز میلاد او
امام سجاد نیز،خنده کند روی او
درون خانه ی عشق،پر شده از بوی او
 حوری و جن و پری،پر بزند دور او
چشم تو روشن حسین،اصغر زیبا گلو
پای به عالم نهاد،این گل خوشبوی تو
عیدی ما دست کیست،دست عموی جوان
ساقی کرب و بلا ،عیدی دهد بر شما
در شب میلاد او،دست گدایی ببر
سوی حسین شهید،سوی جوانان او
ساقی از این جشن و شور،شاد دل فاطمه است
حضرت مهدی نگر،عازم به علقمه است





شاعر:رسول چهارمحالی
عاشقان امشب به عالم دل هوایی می شود
بهر نور چشم شاه عشق بارانی شود
دوستان خواهید عیدی از دو دستان رضا
بر جواد آن ماه رخشان امامت صلوات
خانه ی مولا ز نور ماه او پر نور شد
شادمان مولای ما از مقدم این نور شد
نهمین نور خدا در دست پر مهر رضا
شادمان زهرای مرضیه ز میلادجواد
این دل ما پر کشید اند هوای کاظمین
مرغ جلد گنبد و صحن و سرای کاظمین
قلب مهدی غرق شور و شادی از میلاد توست
عیدی ما را بده آقا شب میلاد اوست
ساقی امشب بر عطای حضرت جود و سخا
چشم دارد بر عطایت ای جواد ابن الرضا







باب الحوائج

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

نور دو باب الحوائج گل فشانی می کند

کاظمین تا کربلا را پاسبانی می کند

شادمان ارباب طوس و کربلا باشد همی

در گلستان ولایت هم ملائک باغبانی می کند




مولد پاک 

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

مولد پاک امیر کاظمین باشد جواد

خاک بوس خالق این عالمین باشد جواد

عبد صالح ،آن مطیع حق ،ولی الله دین

نور چشمان نبی خاتمین باشد جواد



غنچه حسین

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

غنچه ی سرخ حسین ابن علی خوش آمدی

آخرین سرباز از بهر ولی خوش آمدی

عمر شش ماهه ولی بودی امیر کربلا

ای علی کوچک ای نور جلی خوش آمدی


جواد(ع)

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

در جود و کرم فقط جواد است امام

در لطف و کرم به حق امامی همام

شاد اند تمام عاشقان پیر و جوان

فرزند و پدر تمام نسل است به نام

...................

شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






سرودمیلاد علی اصغر
شاعر:رسول چهارمحالی
....................................
صل علی محمد ، علی اصغر اومد(2)
.....ّ..ّ..............................
بیت حسین علی، پر ز صنوبر شده
آمده غنچه گلی، ببین چه دلبر شده
ماه جمال علی،در رخ این گل عیان
علی اصغر ببین،دلبر حیدر شده
...........................
خنده زنان فاطمه،درون جنت ببین
امیر خوبان علی،شاد ز اصغر شده 
رباب بر روی دست،گوهر حق را ببین
هدیه به ارباب کرد،حسین خندان شده
..................................
باب حوائج بود،اصغر شش ماهه اش
برپر قنداقه اش،ملک و ملک پر شده
علی اکبر شده،شاد ز میلاد او
امام سجاد نیز،خنده کند روی او
................................
درون خانه ی عشق،پر شده از بوی او
 حوری و جن و پری،پر بزند دور او
چشم تو روشن حسین،اصغر زیبا گلو
پای به عالم نهاد،این گل خوشبوی تو
............................ّّ
عیدی ما دست کیست،دست عموی جوان
ساقی کرب و بلا ،عیدی دهد بر شما
در شب میلاد او،دست گدایی ببر
سوی حسین شهید،سوی جوانان او
ساقی از این جشن و شور،شاد دل فاطمه است
حضرت مهدی نگر،عازم به علقمه است
.....................................
صل علی محمد ، علی اصغر اومد(2)





شاعر:رسول چهارمحالی
شب میلاد جواد است دمادم صلوات
کاظمین غرق سلام است به روحش صلوات
گر که خواهی بشوی شامل لطاف رضا
به روح گل پسرش از دل و از جان صلوات





شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
کربلا و کاظمین امشب چه نورانی شده 
دیدگان عاشقان امشب چه بارانی شده
با علی اصغر و آقا، جواد ابن الرضا
عیدی ما العجل مهدی ،بهارانی شده





شاعر:رسول چهارمحالی
بعد علی اکبر،علی اصغر آمد
به بوستان مهرش،یک غنچه از در آمد
با با حسین زهرا،مادر رباب گشته
امشب به بیت زهرا،یک غنچه از ره آمد





شاعر:رسول چهارمحالی
من لاله ی خوش بوی حسینم
سرباز وفادار به یاران حسینم
من کوچکم و آخر یاران حسینم
اما به عمل تک یل میدان حسینم





شاعر:رسول چهارمحالی
خدا پسر داده به ار باب
زیر گلوش سفید و لب هاش یه گل ناب
می بوسه و شکر می کنه واسه وجودش
و ان یکاد می خونه امشب خود ارباب




شاعر:رسول چهارمحالی
آمده شش ماهه ی کرب و بلا روی زمین
این زمین لایق نباشد بهر این عشق آفرین
آمدی چشمان مولا اشک شد از مقدمت
وقت رفتن اشک افشان شد دو چشمان ترت




شاعر:رسول چهارمحالی
ای دادرس همه جهان ادرکنی
ای شافع شیعیان به حشر ادرکنی
ای آنکه به حاجات دری ادرکنی
یا حضرت اصغر حسین ادرکنی





شاعر:رسول چهارمحالی
آمدی ارباب ما خوشنود شد
خانه ی پر مهر او چون نور شد
بوسه می زند بر گلویت شاه دین
آمدی باب الحوائج شاد شد




شاعر:رسول چهارمحالی
در ده رجب یک گل سرخ آمده است
او نور حسین است چه خوش آمده است
مشهور بود باب حوائج همه جا
امشب علی اصغر حسین آمده است





شاعر:رسول چهارمحالی
محتاج به لطف و کرم حضرت اصغر
دستان گدایی سوی تو ای مه انور
در حشر که هر کس ز گناهش بگریزد
چشمم به عطای تو بود حضرت اصغر




شاعر:رسول چهارمحالی
تبریک به خانه ی حسین گل آمد
عطر نفس علی اصغر آمد
عیدی بدهید یا ابوفاضل چون
شش ماهه شهید کربلا هم آمد




شاعر:رسول چهارمحالی
بر حضرت اصغر و جوادش صلوات
بر نور جمال هر دو ماهش صلوات
خشنود بود علی و زهرا امشب
چون غنچه و یک شاخه گل آمد صلوات




شاعر:رسول چهارمحالی
ماه دل آرای حسین آمده
نور دو چشمان حسین آمده
باب الحوائج لقبی آمده
اصغر شش ماهه ز ره آمده




شاعر:رسول چهارمحالی
امشب شب میلاد علی اصغر است
سرباز فداکار حسین شیر نر است
خواهی که شفاعت کند از خلق به حشر
بفرست نثار قدم اصغر زهرا صلوات




شاعر:رسول چهارمحالی
امشب شب میلاد جواد دین است
یا آنکه طلوع غنچه ی امید است
یک سو دل ارباب بود دل شاد او
در سوی دگر شاه خراسان شاد است





شاعر:رسول چهارمحالی
گل یاس عجب غنچه ی پاکی دارد
کودکی تشنه لب و تکه ی ماهی دارد
خنده ی طفل رباب بهر پدر ای یاران
روی دستان علی اکبر ،داداش صفایی دارد





شاعر:رسول چهارمحالی
رباب آورده یک قرص قمر را
کند تقدیم ارباب این پسر را
ببوسد شه گلوی نازکش را
درون خانه ی ارباب شور است





شاعر:رسول چهارمحالی
امشب به خانه ی رضا نوری درخشید
آمد جواد و مهر و جود او درخشید
گلها همه رقصان و دلها شاد هستند
خندان امام عصر از میلاد خورشید





شاعر:رسول چهارمحالی
آمده ابن الرضا عالم پر از شادی شده
شادمان قلب رضا از مقدم والی شده
او بود همنام احمد ،فاضل جود و کرم
آمده مولای ما تقوی دین یعنی جواد





شاعر:رسول چهارمحالی
کاظمین غرق شعف بر رخ جانان صلوات
به گل روی تقی شافع محشر صلوات
او جواد است به جود و کرمش ای خوبان
همه دم بر پسر حضرت زهرا فرستید صلوات




شاعر:رسول چهارمحالی
تبریک به تو مهدی،میلاد امام تقی
شاد است دل شیعه،از بهر نور علی
خندان شده در هرجا،مادر ز رخ مولا
خوشنود بود زهرا،میلاد امام جواد




شاعر:رسول چهارمحالی
شب میلاد جواد و حرمش ول وله ای است
ملک و حوری و جنی به طواف حرم است
مادری شاد ز میلاد تقی خوشنود است
شادمان شاه خراسان ز رخ جانان است





شاعر:رسول چهارمحالی
مست روی تو شدم ای پسر حضرت عشق
ماه رخشان امامت نهمین سرور عشق
جود تو ورد زبان همه در عالم عشق
شادمان از قدمت گشته رضا آن شه عشق





شاعر:رسول چهارمحالی
در ماه رجب نور تقی جلوه آمد
بر ارض و سما مایه ی فخر بشر آمد
دلشاد بود شاه خراسان پسر آمد
نور جواد الائمه ز لطف احد آمد





شاعر:رسول چهارمحالی
اومده گل پسر امام رضا ،ماشاالله
صاحب جود و کرم تو اماما،ماشاالله
هر کسی حاجت داره داد بزنه
اومده امام  تقی شاه کرم،ماشاالله





شاعر:رسول چهارمحالی
نهمین نور خدا درون بیت تو رضاست
معنی جود و کرم ز نور پر مهر رضاست
شب میلاد جواد امام زمان خندان است
عیدی از حضرت زهراست شب میلاد است




شاعر:رسول چهارمحالی
نور تقی نمایان گردید توی عالم
سرمست بلبلان از آوای شعر یارم
گل ها همه معطراز عطر جانفرایش
جانها همه فدایی گردد به پای راهش





امام جواد
شاعر:رسول چهارمحالی
یا جواد ابن الرضا امروز میلاد شماست
شادمان خورشید هشتم بهر مولود شماست
صاحب جود و کرم،معنی تقوای خدا
یا جواد امشب نما بهر فرج مولا دعا




میلاد جواد
شاعر:رسول چهارمحالی
کاظمین از مقدم پاکت جواد
نور افشان گشته امشب یا جواد
شاد و خندان گشته از مولود تو
حضرت شاه خراسان یا جواد





دو بیتی میلاد امام جواد
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
............................ّّ..ّ.ّّّّ......
هنگام سرور و صلوات است
میلاد جواد در عرصات است
خواهی که شفیع تو شود جود جواد
بفرست مدام بر قدومش صلوات
...................................
امشب که جهان غرق ولای آقاست
میلاد جواد ابن الرضای مولاست
شاد است علی و فاطمه در جنت
چون نور نهم تقی جواد ابن الرضاست
.........................................
در ماه رجب پور رضا آمده است
تقوای خدا جود و سخا آمده است
ای شیعه بشارت دهم ماه رجب
آقا.جواد ابن الرضا آمده است
..............................
قرص قمری آمده در بیت رضا
خورشید سر افکنده ز انوار شما
در دامن مادر شده گل وا امشب
پور علی،موسب الرضا آمده است
.........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی





مدح میلاد امام محمد تقی جواد الائمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی
............................................
شب میلاد جواد است به شادی و سرور
کاظمین غرق به نور است به شادی و سرور
زائران غرق تمنا به حریمش پی نور
دست ها سوی رضا گشته به شادی و سرور
آمده گل پسر شاه رئوف شاه سرور
شادمان خانۂ آقاست به شادی و سرور
حوریان درب در خانۂ آقای رئوف
ملک و جن و پری غرق به شادی و سرور
خیزران دارد بغل نور نهم نور جلی
آمده آقای جود امشب به شادی و سرور
می رویم امشب به مشهد بهر عرض شاد باش
عیدی ما را دهد آقا به شادی و سرور
کربلا و کاظمین ما دهد مولا رضا
یک زیارت عیدی ماها به شادی و سرور
شادمان مهدیست امشب آمده نور علی
کن دعا بهر فرج امشب به شادی و سرور
بر جمال مه جبین نور عالم عاشقان
اختری آمد به عالم گو به شادی و سرور
ساقی امشب بر لبش نام جواد ابن الرضاست
آمده عیدی بگیرد او به شادی و سرور
...........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




صلوات ولادت
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
کام لب تو نقل و نبات است امشب
هنگام سرور و نغمات است امشب
ای شیعه بشارت که ز یمن میلاد
ذکر همه هردم صلوات است امشب



شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
کاظمین امشب پر از نور خداست
جشن میلاد جواد ابن الرضاست
خیزران داد بغل این نور دو عین
پسری که صاحب جود و سخاست



شاعر:رسول چهارمحالی
امشب شب میلاد جواد دین است
یا آنکه طلوع غنچه ی امید است
یک سو دل ارباب بود دل شاد او
در سوی دگر شاه خراسان شاد است


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
می دونی
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-----------------------------
دلامون گره خورده باهم میدونی؟
بخون ازمن واین همه غم میدونی؟
واسه درد دوریت ،امید دل من
میباره چشام آره نَم نَم میدونی؟
چه کردی با این دل عزیزْ نازنینم
همیشه به دردم تو مرحم میدونی؟
جدایی زد آتش به جان و دل من 
تویی آخرین عشق عالم میدونی؟
کجایی تو الان نمی دونم ای جان
نشستم ز داغت به ماتم میدونی ؟
تو محراب و حال دعا و مناجات
رو چشمام نشستی چوشبنم میدونی؟
سرو جان دل ودین وایمان خود را
فدایت نمودم دَمادَم میدونی ؟
تویی چلچراغ شب ظلمت من
به عشق تو هستم مصمم میدونی ؟
تویی جلوه کردی به جان و دل من
تو هستی عشقی مجسم میدونی؟
خدا خلق کرده است تو رابا دل من     
 زداغ تو شد قامتم خم میدونی؟
جدایی و درد فراق ات چه سخته
میمیرم ز داغ تو کَم کَم میدونی ؟
---------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجمین خورشید 
میلاد امام باقر ع
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
...............................
پنجمین خورشید عالم تاب ،باقر آ مده
پاک و طاهر بوده با آ داب،باقر آ مده
در مدینه خانه ی سجاد با شد پر سرور
دشمنان باشند اندر خواب،باقر آ مده
اول ماه رجب با مقدم این گل پسر
عالم علم نَّبی سیراب،باقر آ مده
خنده بر لب های سالار شهیدان غنچه زد
نور چشمان حسین ارباب،باقر آ مده
او شکافنده ی علم است و حکیم و با صفا
عابد و زاهد به هر محراب ،باقر آ مده
از پدر باشد حسینی و ز مادر حسنی
آ ن شفیع حشر یوم الحساب ،باقر آ مده
بوسه زد بر روی ماهش مادرش دُخت الحسن
ماه را بنگر بود در قاب ،باقر آ مده
چهارمین نور درخشان از تبار فاطمه
هفتمین معصوم بس کم یاب ،باقر آ مده
عطر پاک فاطمه پیچیده اندر عالمین
سوسن و سنبل گل گلاب،باقر آ مده
آ ن امامی که نَّبی بر او سلامی داده است
جابر آورده سلامش را همی بی تاب ،باقر آ مده
دست ما و دامن مولود آ غاز رجب
حضرت سجاد مرا دریاب ،باقر آ مده
...........................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)




سرود میلاد امام باقر (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.....................................
صلی علی محمد ،امام باقر آمد(2)
....................................
از آ سمون می باره ،هزار هزار ستاره
مدینه پر شد از گل،انگاری که بهاره
سوسن و یاس و سنبل،سبد سبد پر از گل
دلهای عاشق ما ،ببین چه بی قراره
شادی و شور به پا شد
باقر امام ما شد 
به دست های امامت
عجب نوری عطا شد
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
یه گل به این گلستان ،یه گل نادر اومد
به روی دست سجاد،امام باقر اومد
کاشف علم نَّبی،عالم و ظاهر اومد
پاک و منزه ز عرش،باقر طاهر اومد
ماه رجب عطا کرد
گل پسر فاطمه
حسینی و حسنی است
بگید با یک زمزمه
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
تو شب میلاد،دلها پر شوره
عیدی امشب،مولودی از نوره
دنیا پر نوره،پر از غروره
شادی و شوره،جشن و سروره
دل میده نوید
اومده خورشید
غم فراری شد
او میده اُمید
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
اول ماه رجب ،شادی و شور به پا شه
صدای این الرجبیون،طنین عرش خداشه
یه گل پسر برای ،زین العباد رسیده
عیدی ما انشا الله،اذن ظهور آ قا شه
عجل فرج می خونیم
ما منتظر می مونیم
با اذن حق یه روزی
میای همه می دونیم
..................
صلی علی محمد ،امام باقر آمد(2)
----------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)




شاعر رسول چهارمحالی(ساقی )
توسل بر عنایاتِ امام باقرم امشب
گدایی بر کراماتِ امام باقرم امشب
بود پور علی و فاطمه این شاخه طوبی
نگاهی بر شفاعاتِ امام باقرم امشب






باقرم من
ولادت امام محمد باقر ع
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------------
کاشف علم رسالت باقرم 
عالم حلم امامت باقرم 
از پدر دارم نشان عاشقی
غرق در نور عبادت باقرم
مسجد و محراب باشد مأمن ام
محو در عشق و کرامت باقرم
از پدر من وام دارم از حسین 
عاشق شهد شهادت باقرم
مادری من ریشه دارم از حسن
این هم گشته فضیلت باقرم
از کرامات خدا ماه رجب
هدیه ای از بهر امت باقرم
من شکافنده شدم بهر علوم
وارث راه هدایت باقرم
کربلا را دیده ام با سن کم
کرده ام هرجا حکایت باقرم 
قال باقررا شنیده ای به گوش
دین حق کرده حمایت باقرم
صد حدیث از خاتم پیغمبران
تا علی کرده روایت باقرم 
ساقی عطشان گوید جای تو
پنجمین خورشید عزت باقرم
-------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دلم گرفت بهونه
مجلس ختم و ترحیم 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-----------------------
از این همه غم و درد ،دلم گرفت بهونه
خالیه جات هنوزم ،میون قلب خونه
به هر کجا بنگرم ،نشونی از تو داره
هر گوشه از خاطرات،از تو داره نشونه
 روز و شب ماه و سال،که میگذره ز دوریت
فراموشی محاله،هنوز دلهامون خونه
فصل بهار یا پاییز،زمستون و تابستون
عشق تو باز تو دلم،می زنه باز جونه
امون از این جدایی،امون از درد دوری
امون از چرخ ایام،امون از این زمونه
نمی دونم چی بگم،از این همه غم و درد 
داغ تو روی دلم ،شعله زده زبونه
گردش چرخ و فلک،چرخش این روزگار
می بینه حال زارم،بهار من خزونه
میگم باز هم بدونید،جدایی خیلی سخته
هر روز دلم به یادت،می گیره باز بهونه
-----------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در سوگ فرزند 
مجالس ختم و ترحیم 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی )
----------------------------------
یه بابا که ز داغ نور چشماش نیمه جونه
یه بابا که ز داغ نو گلش داره می خونه
یه بابا نیمه شب زانوی غم بغل گرفته
ز داغ پسری که زیر خاک اون بی نشونه
میگه بابا جونم فصل خزونت حالا زوده
همیشه خاطرات تو توی دلها می مونه
مثل ابر بهاری می باره هر روز و هر شب
غم دوری تو داغی که خدا می دونه
فراق تو برام آتیشِ از جنس غم و درد
بابا جونم بدون بهار برام فصل خزونه
تازه فصل بهار تو بود و فصل طراوت
خدای من می دونی پسرم خیلی جونه
طاقت نداره تا توی کفن ببینه جسمش
مادری که مثال گل های بهاریه و مهربونه
ولی بالای قبر تو گرفته بزم روضه 
خدا رحم کنه بر مادری که روضه می خونه
----------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
عشق 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
--------------------------------
چه گویمت که چه هستی چقدر طنازی
صدای نغمه و آواز و سوز یک سازی
نوای سوز جگر یا صدای شور و شعف
قناری و سِرِهْ یا بلبلی خوش آ وازی
نظر نما به دلی زخم خورده و غمگین
برای این دل غمدیده تو سر آ غازی
صدای پر تپش ات التیام بر درد است
تویی که در همه حال همدمی و همرازی
وجود من شده پر از طنین و نای تو
تو عشقْ هستیِ من نقطه ای از اعجازی
تو حال خوب منی در تمامی احوال
برای پر زدنم بال های پروازی
درون سینه ی من جایگاه تو سبز است
زمان وصل و فراق ات چرا سر افرازی؟
چه گویمت همه حال در سرور یا مستی
صدای مهر خدایی،طَنینْ اندازی
-------------------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
فریاد رسی نیست
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------------
بی تو فریاد رسی نیست خودم می دانم
بی تو من یکه و تنها و غمین می مانم
این همه شعر و غزل را به امید کرمت
همه را من به عنایات شما می خوانم
تو کریمی و کرامت ز کریمان خواهند
کشتی غمزده ام سوی شما می رانم
از در شوق به امید وصالت دم مرگ
همه شب وقت سحر نم نمی از بارانم
قطره ای آ ب بده تشنه لبان خود را
من به عشق تو اسیرم همه دم عطشان
به زلالی و به پاکی و به شفافیتت
من مشتاق ببین عاشقم و حیران
در حریم دل من باز چه آشوبی شد
بی تو من حصر در این وادی و این زندانم
نای نی سوزد و زخمی بزند بر جانم
با دلی غمزده من زخمی یک برهانم
مرحم این دل صد پاره تویی می دانی
بی تو فریاد رسی نیست خودم می دانم
------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
هوای خانه
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------------
هوای خانه چقدر سرد گشته ای دلبر
به جز هوای تو نیست هیچ اندر سر
تمام گرمی این خانه بوده و هستی
حضور تو همه شور هست در باور
نظر به گوشه کنار جهان که بندازم 
فقط تویی که دوچشم مرا نموده تر
زعطر ناب وجودت معطر است دنیا
دوباره بوی تو پیچیده ای گل احمر
چو خاطرات تو را می کنم مرور هر روز
زصبح تابه سحرچشم دوخته ام بردر
-------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مرثیه حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
........................................
بر لبم فاطمه جاری شدو قلبم پر خون
می سرایم ز غمش واژه به واژه محزون
کوچه و سیلی نامحرم و طفلی محزون
بند در دست علی بود و گلش اندر خون
پهلویش خورد شد و صبر نمود اندر غم
محسنش کشته شد و بانگ عزا شد از غم
خانۂ حیدر کرار شده محفل ماتم و عزا
بر سر و سینه زنان گشته عزیزان خدا
نیمه شب شاه شهیدان عطشان ز پدر
 مادرش را طلبد گو که کجا رفته پدر
دوخته چشم به در زینب کبری همه دم
می سراید به لبش روضۂ مادر همه دم
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






خاک و میهمان
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
........................................
ای خاک نگر اینک،جانم به تو میهمان است
این نور دو چشمانم،دیگر به تو میهمان است
ای خاک پذیرا شو،میهمان جدید آمد
تو خورده نگیر از او،یک فرد جدید آمد
امشب به درون تو،مهمان بود او آری
باشد شب اول در ،قبرش گل من آری
آیند ملک ها و، پرسند سئوال از او
از دین و خدا پرسند،اعمال نکوی او
گویند بگو جانم،از خالق و از ربت
بر گو ز دین خود،پیغمبر و آئینت
گویند امامت کیست،ای بنده غم پرور
بر گو ز کتابت تو،از آینۂ و دلبر
رفته به درون خاک،زیر لحد است جانم
رفتند عزیزانش،تنهاشده در خاک است
چشمان تو شد خیره،شاید که شفیع آید
از نور بکا بر عشق،مولای شهید آید
گوید که بود بنده،یک عمر اسیر من
گریه کن در روضه،بوده برای من
اکنون به دیار حق،او گشته روان جانا
یارب مددی فرما،او بوده محب ما
خندان برود در حشر،هر کس که کند گریه
در روضه بریزد اشگ،بر ما بکند گریه
ما شافع او گردیم،در روز جزا محشر
پرونده کنیم امضا ،تا شاد رود از حشر
............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






روضه خوان مادر
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
......................................
روضه خوان در و دیوار بیا
آرزوی دل بیمار تو از راه بیا
آخرین واژۂ ایثار این بار بیا
صاحب طلعت دلدار دلدار بیا
روضه خوان نفس یار بیا
بر تسلای دل حیدر کرار بیا
دختری گشته چه غم بار بیا
عاشق غربت بیمار جانا تو بیا
فاطمیه شده و بهر دل زار بیا
بر عزای غم آن مادر بیمار بیا
جان زهرا به مدد کاری اطفال بیا
با دلی خون مدد مادر سادات بیا
مجلس ماتم زهراست تو از راه بیا
گریه کن سینه زن کوچۂ غم ها بیا
غرق احساس گل یاس پی یاس بیا
منتقم بر سند غربت این روضه بیا
آرزوی فرجت مانده به دلها تو بیا
بهر خشنودی زهرا ز غیبت تو بیا
خانۂ حضرت زهرا شده غم خانه بیا
صاحب عصر تو بهر غم جانکاه بیا
ساقی از روضه نگو مهدی زهرا بیا
منجی خلق تو از غیبت کبری بیا
................................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






مرثیه ماتم حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
...............................
واویلا آه وصد واویلا (3)
...............................
ببین دلم که بی تابه،چشای من که بی خوابه
ز داغت ای گل یاسم،لبام مرثیه می خونه(2)

ز داغ تو دلم پر غم،می خونه مرثیه واسه غم،که جام من رو پر کرده

به یاد کوچه و غم تو،جنین رفته از تن تو،غم این دل و پر کرده

تو روضه ها دلم شده غم،با بچه هات شده جای غم،شده زینب تو زیب غم

خونه دار منه گل من،تسلا می ده این دل من،می خواد بشه تسلای غم

روی لبش روحی فداکه
نوای غربتش توی خاکه
واویلا آه و صد واویلا(3)
..........................................
داره یادم میاد اون روز،میون کوچه دست بسته
با یه پهلوی بشکسته،شدی حامی این خسته(2)

طناب به دست من بود و،یه شمشیر رو سرم بود و،فدایی شدی و پرپر

با یه پهلوی بشکسته،با یه قد دو تا خسته،شدی حامی من دلبر

عدو تو کوچه زد سیلی،شد رخ تو هم نیلی،غروره تو رگ وریشه ام

تو مسجد اومدی خانوم،شدی حامی دین آروم،اگه بخوای فدات می شم

روی لبش روحی فداکه
نوای غربتش توی خاکه
واویلا آه و صد واویلا(3)
..........................
میون بستر تو آهه،حسین تو چه بی تابه
حسن به یاد کوچه از غم،همیشه غرق در آهه

منو گذاشتی با طفلان،غریب و بی کس و نالان،کی جای تو رو پر کرده

ببین که زینبت زاره،حسین تشنه و بیماره،چشام رو گریه پر کرده

شب ها میاد پی یاره،وقتی مدینه در خوابه،برای دیدن زهرا

چشاش ابر بهارونه،بارون دیده از خونه،برای غربت زهرا(2)

روی لبش روحی فداکه
نوای غربتش توی خاکه
واویلا آه و صد واویلا(3)
.............................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)

نوحه واحد شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی
سبک:همه دنیا یه طرف حسین زهرا یه طرف
.....................................
فاطمه ،فاطمه جان، ای گل پر پر شده ام(2)
.......................................
این دلم عقده داره ،عقدۂ برای کوچه ها
یاد سیلی زدن و ،چادر خاکی واسه ما
نا نجیب تو کوچه زد،سیلی به روی مادرم
گوش و گوشواره حکایت میکنه واسه غمم
....................................
می خونم واسه غمت، ای گل پر پر شده ام
روضه خون غمتم،مثل حسین و حسنت
نیمه شب با بچه هات،با اشک دیده شستشو
می دادم اون بدن،مجروح و زخمی تو رو
....................................
داغی و تیزی مسمار ،حکایت دارد
طفل شش ماهه تو ،مگر گناهی دارد
ذکر لب های همه،مادرم ای مادر من
تو نرو هستی من،ای همۂ مستی من
.........................................
نیمه شب جسم شریفت به سوی خاک روان
گفته بودی به من ای ماه دل آرای جهان
دور از چشم همه بی کس و تنها و غریب
بسپارم تن تو خاک،الا همسرم ای ماه غریب
.........................................
شب ها که مدینه خوابه، من میام بالا سرت
دردم و بهت می گم ،کاش بودی من می دیدمت
کاش می مردم و نمی دیدیم تو رو سیلی زدند
غلاف شمشیر و تو بازوی زهرا می زدند
................................
کبودی دست تو آتیش به جونم زد و رفت
پهلوی شکسته ات دل رو شکست یادت نرفت
وقتی که نماز می خوندی دعاهات سهم ما بود
اما درد و غصه ها تو دلت انگار جاری بود
........................................
وقتی که سپردمت ،به دست خاک ای گل من
علی هم خاک شده، با تو الا، ای گل من
رفتی و جون ز تن ،علی جدا شد گل من
غصه و حزن و عزا،سهم علی شد گل من
............................
حسن انگاری اسیره،با غم کوچه و درد
دست به صورت می گیره،صورت اون سرخه ز درد
شب ها انگاری حسین ،ناله و ضجه می زنه
از فراقت زینبم،به سینه و سر می زنه
........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






نوحه شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:یا ابا صالح مددی مولا
...........................................
آه و واویلا،کشته شد زهرا(2)
............................................
بین دیوار و در،دود و آتش به پا
میخ و مسمار در،پهلوی یاس ما
..............زهرا............
محسنش کشته،شد به راه دین
پهلویش بشکست،بهر حفظ دین
....................................
یاس حیدر شده،پر پر از ظلمشان
دست بسته رود،حیدر از زورشان
،،،،،،،،،،،،،،،،مولا،،،،،،،،،،،،،
سوی مسجد شد،با دست بسته
می دود زهرا،پهلو بشکسته
......................................
حامی حیدرم،با تمام وجود
بهر دین خدا،می کنم من سجود
،،،،،،،،،،،،،،،،،زهرا،،،،،،،،،،
کوچه و سیلی،یک رخ نیلی
آن حرامی زد،صورتش سیلی
......................................
حق احمد شده،بعد مرگش ادا
احترام می کنند،دختر مصطفی
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،یا رسول الله،،،،،،
هم فدک غصب شد،حیدرت ازل شد
در سقیفه بر،مرتضا ظلم شد
..........................................
نیمه شب مرتضا،می دهد غسل او
با دو دست خودش،می کند خاک او
،،،،،،،،،،،،،ای وای،،،،،،،،،،،
بی کس و تنها،با غمی عظمی
خاک و می گردد،حضرت زهرا
.............................................
آه و واویلا،کشته شد زهرا(2)
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)

نوحه شهادت حضرت فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک قدم قدم 
...............................
فاطمه جان فاطمه جان ،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
................................
می دونم تو منو می بینی،وقتی که پیش من می شینی
امید دیدنت تو عالم،آرزومه  خودت می بینی
رفتی و ماتمت بر جونم،واسه تو روضه ها می خونم
از دیده اشگ من شد جاری،می دونم تو منو می بینی
بانوی آ بی و آ ئینه،معنی عشق توی سینه
از وقتی رفتی تو از پیشم،خاموشه خونمون می بینی
..................................
هر شب میام من به سوی قبرت،وقتی مدینه تو خواب تازه
با سوز دل من برات می خونم،
می دونم جات که توی عرشه
ریحانة النبی تویی،کوثر خونۂ علی فقط تویی
تو شمع سوزان علی،چرا به خونه ات سری نمی زنی
چشم حسین گیرونیه ،هوای خونۂ علی بارونیه
دلهای ما غرق به خون،غبار ماتم روی قلب علیه
...................................
حسن میگه تو کوچه ها،سیلی زدند صورت مادر مرا
غلاف شمشیر روی دست،کینه و بغض از علی دیدم چرا
زینب شده هم دمشون،روضه می خونه از غم مادرشون
وقتی حسین گیرون می شه،مادری مهربون می شه برایشون
موقع غسل و کفنت،دیدم جراحات تنت فاطمه جون
شرم و خجالت از علی،دیدم جسارت عدو فاطمه جون
..................................
فاطمه جان ، فاطمه جان،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)








دود بود
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی )
........................................
باز شد ورد زبانم،دود بود و دود بود
جسم  مادر پشت در ،پهلوی او کبود بود
طفل محزون در شکم پر می زد و 
در هوای شهر غالب، عطر بوی عود بود
مادر سادات در حال دفاع از اهل بیت
اندرون سینه ی او ،مهر بود و جود بود
او به دنبال علی ،پهلو شکسته شد روان
خطبه خوان شهر شد ،شهری که گویی رود بود
بر لبش عجل وفاتی ،آ خر عمر شریف
این نوا و نغمه از ،زهرا گل محمود بود
موقع غسل و کفن ،اندر شب تار علی
دید پرواز پرستوی، جوانش زود بود
همسری که عمر خود را ،در ره اسلام داد
نیمه شب ها حال گریه ،موقع سجود بود
آنکه نورش عرش تا، فرش خدا را جلوه گر
آ یه ی مهر و سخا ،از قادر ودود بود
یادگار مصطفی و ،سوره ی یاس علی
از خدا بر کوثرش ،صدها هزار بدرود بود
واژه واژ سطر سطر ،اندر غم و مدح شما
ساقی و ذکر لبش ،مادر که حق بستود بود
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)







امام زمان ،شهادت حضرت زهرا 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
......................................
می آ یم و روی لبانم نام زهر است
حب و ولای فاطمه نوری به دلهاست
آنکس که تنها کوثر دین مبین است
ام ابیهای نبی بانوی دین است
ام الائمه مادر سادات زهر است
او غمگسار شیعۂ بی یار و تنهاست
می آ یم و در دل نوای وای مادر
گریان دو چشمانم به سوگ داغ حیدر
در کوچه زد سیلی گل یاس پیمبر
پر پر نمود آن نا نجیب غنچۂ مادر
مادر به قربان کمانی گشتن تو 
در کوچه مادر ارغوانی گشتن تو
ای کاش دستت می شکست آ ندم مغیره 
که شد  کبود بازوی مادر هم مغیره
من صاحب حب علی و مادر هستم
در انتظار بهر ظهور از دلبر هستم 
با غیرتی همچون ابوالفضل علمدار
بر شیعیان اندر جهان هستم سپهدار
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)







گل یاس
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
.......................................
می خوام بگم روایتی با احساس
از فاطمه همون که شد گل یاس
دخت نبی بود و رفیق علی
همسر خوب مرتضی با احساس
به شاخه گل داشت توی کل جهان
عطر گلش پیچید تو قوم خناس
باغبون گلها که پر زد و رفت
گریه کارش شده یا ایها الناس
یه فصل نشد که باغبونمون رفت
از گل اون مونده فقط یه دسداس
همسر اون شب ها که تاریک می شد 
به چاه می گفت راز دلش که تنهاس
شاخه گل هاش تو خونه بی بخونه
روضه می خونند از غمش با وسواس
ساقی دیگه نگو علی خم شده
تازه شد اون کمرش مثل یاس
..........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)








هوای کوچه
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
فاطمیه آ مد و دل در هوای کوچه رفت
پا به پای مادری پهلو شکسته ناله رفت
حیدر صفدر غمین و بی نگار و بسته دست
او خرامان دل شکسته سوی قوم فتنه رفت
کودکان حضرت زهرا همه مبهوت یاس
دیده گریان ،مو پریشان مادر مظلومی رفت
آ تش در، میخ و مسمارش به جان او نشست
محسنش پرپر شد و از سینه عرش حق برفت
قد کمان ،پهلو نشان ،زخمی درد کینه بود
سینه اش را کرد سپر بهر دفاع از  حق برفت
او مدافع از ولایت شد در ایامی کبود
هم فدک ،غصب خلافت ،زور از دشمن برفت
بسترش داغی به دل شد از برای کودکان
دیدن مادر به بستر آ ه دل تا عرش رفت
غسل و تشییع جنازه در شب ظلمت چرا؟
بی کس و تنها به دوش محرمان خود برفت
مخفی است بعد از هزاران سال قبر اطهرش
با فراق از یار خود نزد پیمبر او برفت
مأمن حیدر شده شب ها سر قبر نگار
جان حیدر با تن زهرا از این عالم برفت
گریه و زاری شده کار حسین سر جدا
خون دل اشک روان بر دختر مظلوم رفت
ساقی از خون دل و اشک بصر دیگر نگو
مهدی صاحب زمان در ماتمش از هوش رفت
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)







رفتی خدا یار تو باد
مرثیه شهادت حضرت زهرا 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
.........................................
زهرای من زهرای من(2)
.....................................
ای همسر مه روی من ،رفتی خدا یار تو باد
ای دلبر گل بوی من،رفتی خدا یار تو باد
درد فراق از پدر،پیرت نموده جان من
تو پر کشیدی سوی او،رفتی خدا یار تو باد
امشب علی رسوا شده،بر پیکرت تنها شده
غسل و کفن روی لباس،رفتی خدا یار تو باد
بنگر عزیزانت همه،با دیدۂ پر اشک و آ ه
زینب پریشان کرده موی،رفتی خدا یار تو باد
دیگر صدای ندبه ات،را نشود هرگز کسی
بر من نگیری روی خود،رفتی خدا یار تو باد
دیگر علی بی کس شده،در کوچه دلواپس شده
دیدم به دل یک جوی خون،رفتی خدا یار تو باد 
.......................................
زهرای من زهرای من(2)
......................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی )






هرگز نداشت
مرثیه غم فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
............................................
شانه هایش طاقت برداشتن هرگز نداشت
بازوانش قدرت برداشتن هرگز نداشت
دیدگانش بود غرق ماتم عظمای او
دست هایش قوت برداشتن هرگز نداشت
امت دین پیمبر را به تشییع اش همی
هیچ کس  را عزت برداشتن هرگز نداشت
شد مدافع از ولایت سوخته پر دل غمین
جز علی را هیبت برداشتن هرگز نداشت
غسل و تشییع جنازه در شب تار علی
هیچ پایی شوکت برداشتن هرگز نداشت
اندرون قبر رفتن بهر تدفین در زمین
جز نبی را حجت برداشتن هرگز نداشت
ساقی از بهر شفاعت روز محشر خانومی 
جز به زهرا عفت برداشتن هرگز نداشت
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






نوحه شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:واویلا،واویلا واویلا واویلا
..............................................
ای مادرم زهرا ،یا زهرا یا زهرا(2)
............................................
پر پر شدی مادر در فصل جوانی
جانت فدا بهر ولی ات هر زمانی
مدافع حق و حقیقت ای مادر
خونت شده جاری در خانه ی حیدر
.....................................................
رحمی نما مادر تو بر حال زارم
اشک و غم و ماتم من بر حالت دارم
رفتی و من ماندم بی یاور و غمخوار
دیگر خداحافظ ای مادر بی بیمار
................................................
در کوچه ها سیلی ،نیلی شد سهم تو
با تازیانه زد خیلی شد سهم تو 
ای مادر مظلوم و زارم یا زهرا 
دیگر خداحافظ غمخوارم یا زهرا
.............................................
با دیدن درب خانه شدم محزون
خونت شده جاری از کینه ای دلخون
میخ در و مسمار و شعله ی آ تش 
چه کسی بست در کوچه بر مادر راهش
.....................................
غسل و کفن در دل شب غریبانه
تشییع پیکر ،بی کس شد،آ ن ریحانه
خانه ی تو شد دیگر بر ما غم خانه
دور شمعند اینک هم گل هم پروانه
............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






خبر رسید 
شهادت حضرت فاطمه الزهرا 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..........................................
خبر رسید که سیلی چشیده ای مادر
تمام هستی حیدر چه دیده ای مادر
ز پشت در که نوای خذینی ات آ مد
بدید فضه که رنگ ،پریده ای مادر
برای حفظ ولایت برای دین مبین
به خون محسن خود طپیده ای مادر
درون کوچه که قنفذ زده به بازویت
نوای غربت حیدر دمیده ای مادر
ز بعد مرگ رسالت ز قوم دین نبی
به جز اهانت و سختی ندیده ای مادر
درون مسجد شهر خطبه خوان شدی مادر
چنان نبی مکرم رسیده ای مادر
تو ای پرستوی عاشق چرا ز بیت علی
به عرش حضرت داور پریده ای مادر
هنوز نغمه ی عجل وفاتی ات در گوش
الف که بود قامت تو خمیده ای مادر
صدای ناله و اشک شبانه ات به قنوت
تو دل ز آ دم و عالم بریده ای مادر
نظر به حال یتیمان خانه ات بنما
چرا ز اهل حرم دست کشیده ای مادر
حرم که نداری کرم ز تو جاریست
نگو تو ساقی که غم کشیده ای مادر
...................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)








نوحه شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:واویلا،واویلا واویلا واویلا
..............................................
ای مادرم زهرا ،یا زهرا یا زهرا(2)
............................................
پر پر شدی مادر در فصل جوانی
جانت فدا بهر ولی ات هر زمانی
مدافع حق و حقیقت ای مادر
خونت شده جاری در خانه ی حیدر
.....................................................
رحمی نما مادر تو بر حال زارم
اشک و غم و ماتم من بر حالت دارم
رفتی و من ماندم بی یاور و غمخوار
دیگر خداحافظ ای مادر بی بیمار
................................................
در کوچه ها سیلی ،نیلی شد سهم تو
با تازیانه زد خیلی شد سهم تو 
ای مادر مظلوم و زارم یا زهرا 
دیگر خداحافظ غمخوارم یا زهرا
.............................................
با دیدن درب خانه شدم محزون
خونت شده جاری از کینه ای دلخون
میخ در و مسمار و شعله ی آ تش 
چه کسی بست در کوچه بر مادر راهش
.....................................
غسل و کفن در دل شب غریبانه
تشییع پیکر ،بی کس شد،آ ن ریحانه
خانه ی تو شد دیگر بر ما غم خانه
دور شمعند اینک هم گل هم پروانه
............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






غم فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
.........................................
فاطمه شد بر لبم جاری دلم را غم گرفت
کوچه ها را از غم مادر ببین ماتم گرفت
کوچه و سیلی ،رخ نیلی دل حیدر گرفت
کودکی با یاس آ مد عقده ای دیگر گرفت
غربت و مظلومی مادر بدید در کوچه ها
کینه و بغض علی وقتی که آ ن نامرد گرفت
روی پا آمد که شاید ضرب سیلی کم شود
دست از روی سرش بر صورت مادر گرفت
شد عصای مادرش اندر جوانی آ ن پسر
بر زمین افتاد مادر دست مادر را گرفت
هر زمان در کوچه او می رفت گریان و حزین
اشک در چشمان او بارانی از ماتم گرفت
بر لبانش آ ه مادر کاش می مردم دمی
که به پهلوی شما مسمار و میخ در گرفت
روضه خوان مادرش بود دور از چشم حسین
آ ن زمان که چادر خاکی رو زینب سر گرفت
در شب غربت غریبانه به دوشش با پدر
لحظه لحظه مادرش تا قبر مخفی جا گرفت
بی کس و تنها چه تشییع عجیبی تا به خاک
یاس پیغمبر به دور از چشم نا محرم گرفت
دست پیغمبر گرفت و برد در آ غوش خاک
شرم از قد کمان آ ن حیدر صفدر گرفت
عمر او پایان گرفت وقتی که زهرا بار بست 
از مدینه تا به کوفه بار این ماتم گرفت
فاطمه داغی است عظما بر دل پیر و جوان
تا نیاید منتقم کی این دلم راحت گرفت
می رسد مهدی و گرداند نمایان قبر او
عقدۂ دلهای ما از دوری او سر گرفت
فاطمه داریم در دل آ روزی قبر تو 
تا بگوئیم مهدی از بهر شما روضه گرفت
ساقی و ذکر دل آ رای شما با اشک چشم
لطف مادر بود این دل حب زهرا را گرفت
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






نوحه شهادت حضرت فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک قدم قدم 
...............................
فاطمه جان فاطمه جان ،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
................................
می دونم تو منو می بینی،وقتی که پیش من می شینی
امید دیدنت تو عالم،آرزومه  خودت می بینی
رفتی و ماتمت بر جونم،واسه تو روضه ها می خونم
از دیده اشگ من شد جاری،می دونم تو منو می بینی
بانوی آ بی و آ ئینه،معنی عشق توی سینه
از وقتی رفتی تو از پیشم،خاموشه خونمون می بینی
..................................
هر شب میام من به سوی قبرت،وقتی مدینه تو خواب تازه
با سوز دل من برات می خونم،
می دونم جات که توی عرشه
ریحانة النبی تویی،کوثر خونۂ علی فقط تویی
تو شمع سوزان علی،چرا به خونه ات سری نمی زنی
چشم حسین گیرونیه ،هوای خونۂ علی بارونیه
دلهای ما غرق به خون،غبار ماتم روی قلب علیه
...................................
حسن میگه تو کوچه ها،سیلی زدند صورت مادر مرا
غلاف شمشیر روی دست،کینه و بغض از علی دیدم چرا
زینب شده هم دمشون،روضه می خونه از غم مادرشون
وقتی حسین گیرون می شه،مادری مهربون می شه برایشون
موقع غسل و کفنت،دیدم جراحات تنت فاطمه جون
شرم و خجالت از علی،دیدم جسارت عدو فاطمه جون
..................................
فاطمه جان ، فاطمه جان،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)





سلام بانو
شهادت حضرت زهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.......................ّّّّّّّ......
سلام بانوی بی لشگر 
سلام تنها تر از حیدر
سلام ای بی حرم مادر
تو و صدها کرم مادر
تو آ ن ام ابیها یی
به پیغمبر تو زهرایی
شفیع محشری بانو
تو جان حیدری بانو
سلام ای سوره ی کوثر
سلام ای دشمنت ابتر
بهارت را خزان کردند
علی را روضه خوان کردند
امان از کوچه و سیلی
چرا شد روی تو نیلی
امان از ضربه ی دیوار
به جان تو نشست مسمار
بیاید حضرت مهدی
که بسته با خدا عهدی
بگیرد انتقامت را 
به پا سازد قیامت را
................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)







زمزمه ،دم گیری 
 شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.................ّّّّّّ.............
یا فاطمه الزهرا ، یا فاطمه الزهرا
.............................
ای شمع شب تارم ،یا فاطمه الزهرا
ای کوثر قرآنم، یا فاطمه الزهرا
بین دیده گریانم ،یا فاطمه الزهرا
سر گشته و حیرانم،یا فاطمه الزهرا
با رفتن تو زارم ، یا فاطمه الزهرا
من بی سر و سامانم،یا فاطمه الزهرا
چون ابر بهارانم، یا فاطمه الزهرا
گریان چو بارانم، یا فاطمه الزهرا
ای مستی دورانم،یا فاطمه الزهرا
تو جانی و جانانم،یا فاطمه الزهرا
ای مادر طفلانم، یا فاطمه الزهرا
دنیا شده زندانم ، یا فاطمه الزهرا
تو روحی و ریحانم ، یا فاطمه الزهرا
دنیاست امتحانم،یا فاطمه الزهرا
بر لب روضه می خوانم،یا فاطمه الزهرا
چاک است گریبانم ، یا فاطمه الزهرا
ای معنی ایمانم ، یا فاطمه الزهرا
دلیلی و برهانم ، یا فاطمه الزهرا
ای همسر جوانم،یا فاطمه الزهرا
نام تو بر زبانم،یا فاطمه الزهرا
از داغ تان بخوانم،یا فاطمه الزهرا
من زنده نمی مانم،یا فاطمه الزهرا
ای یار بی نشانم،یا فاطمه الزهرا
غم گشته ارمغانم ، یا فاطمه الزهرا
..................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)






زمزمه شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
...........................
امون از این زمونه(2)
.............................
غسل و کفن شبونه، امون از این زمونه
او پر کشید ز خونه،امون از این زمونه
چهل تامرد جنگی،آتیش زدند به خونه
شعله می زد زبونه،امون از این زمونه
از این همه مصیبت،شکسته پشت حیدر
غم می زنه جونه،امون از این زمونه
زینب زار و محزون،حالا شده روضه خون
اشک های عاشقونه، امون از این زمونه
علی با دست بسته،با یه دل شکسته
می خونه شاعرونه، امون از این زمونه
تابوت زهرا به دوش،عرش خدا در خروش
شبونه بی نشونه،امون از این زمونه 
کبوتر عشق من،بانو یم ای یاس من
مپر ز آشیونه، امون از این زمونه
....................................
امون از این زمونه (2)
..............................ّّّّّ......
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)





حدیث عشق علی( ع)
شهادت حضرت زهرا( س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
زمانی که دو دستش را ببستند
زدند پهلوی یاس اش را شکستند
میان کوچه ها کردند جسارت
به دخت مصطفی کردند اهانت
زدند آتش به درب خانه آن روز
رسید روضه به اشک و آه جانسوز
نه رحم بر کودک شش ماهه کردند
نه شرم از صاحب آ ن خانه کردند
ز میخ در صدای آ ه آ مد
صدای ضجه ای از چاه آ مد
امیر المومنین سردار خیبر
به حکم حق سکوت با دیدۂ  تر
الهی هیچ مردی غم نبیند
نبیند همسرش بستر نشیند
به جای دلبری عاشقانه
بگیرد رویش از شوهر به خانه
زند شانه به زلف زینب آ ن ماه
ز ضرب بازوانش می کشد آ ه
هنوز عجل وفاتش می رسد گوش
حسین ابن علی هم رفته از هوش
امیر المومنین غمگین و زار است
ز دوری تو زهرا بی قرار است
..................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)




مادرم خیلی جونه
مرثیه شهادت حضرت زهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..........................
توی شهر بی نشون،بابامون یه پهلون
آ دما آ ی آ دما،شد بهار اون خزون
با دلی غمین و خسته،رو به رو مادر نشسته
بابامون یه قهرمانه،ولی با دست های بسته
مادرم خیلی جونه،روی بازوش یه نشونه
داغ محسنش رو دیده،با دلی که غرق خونه
عمر مادرم تمومه،چون غروب لب بومه
صد مصیبت شده همراه،زندگیش دیگه تمومه
مردم مدینه دیگه،بزنید به سینه و سر
خیلی وقته درد کشیده،آ خه مونده بین اون در
دیگه از تو بیت الاحزان،صدای گریه نمیاد
دیگه اون ظالم بی رحم،قباله فدک نمی خواد
حق مرتضی که غصب شد،خدایا خودت گواهی
بعدازاون راز دلش رو،وا می کردبا حلقه چاهی
درب خانه ای که جبریل،با اجازه پامی زاره
آ تیش عقده و کینه،چه بلایی سرش می یاره
حالا دیگه این گل عشق،شده نزدیکه به مغرب
ای امون از بی وفایی،امون از مردم یثرب
................................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سلام بانو
شهادت حضرت زهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.......................ّّّّّّّ......
سلام بانوی بی لشگر 
سلام تنها تر از حیدر
سلام ای بی حرم مادر
تو و صدها کرم مادر
تو آ ن ام ابیها یی
به پیغمبر تو زهرایی
شفیع محشری بانو
تو جان حیدری بانو
سلام ای سوره ی کوثر
سلام ای دشمنت ابتر
بهارت را خزان کردند
علی را روضه خوان کردند
امان از کوچه و سیلی
چرا شد روی تو نیلی
امان از ضربه ی دیوار
به جان تو نشست مسمار
بیاید حضرت مهدی
که بسته با خدا عهدی
بگیرد انتقامت را 
به پا سازد قیامت را
................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



نوحه شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:واویلا،واویلا واویلا واویلا
..............................................
ای مادرم زهرا ،یا زهرا یا زهرا(2)
............................................
پر پر شدی مادر در فصل جوانی
جانت فدا بهر ولی ات هر زمانی
مدافع حق و حقیقت ای مادر
خونت شده جاری در خانه ی حیدر
.....................................................
رحمی نما مادر تو بر حال زارم
اشک و غم و ماتم من بر حالت دارم
رفتی و من ماندم بی یاور و غمخوار
دیگر خداحافظ ای مادر بی بیمار
................................................
در کوچه ها سیلی ،نیلی شد سهم تو
با تازیانه زد خیلی شد سهم تو 
ای مادر مظلوم و زارم یا زهرا 
دیگر خداحافظ غمخوارم یا زهرا
.............................................
با دیدن درب خانه شدم محزون
خونت شده جاری از کینه ای دلخون
میخ در و مسمار و شعله ی آ تش 
چه کسی بست در کوچه بر مادر راهش
.....................................
غسل و کفن در دل شب غریبانه
تشییع پیکر ،بی کس شد،آ ن ریحانه
خانه ی تو شد دیگر بر ما غم خانه
دور شمعند اینک هم گل هم پروانه
............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



شعر روضه  شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.....................................
میون در مونده و محسن ،فدا شد زهرا
هنوز جای خونی تنت ،معلومه این جا
توی بستر ای همسرم ،زهرا زهرا
ورق ورق شد کوثرم ،زهرا زهرا
ببین که بی بال و پرم ،زهرا زهرا
............................
تو افتادی رو زمین و حسن ،افتاده از پا
صدای سیلی توی گوشش،میاد ز هر جا
تو ی کوچه داد می زنه،مادر مادر
با گریه فریاد می زنه ،مادر مادر
فریاد ز بی داد می زنه ،مادر مادر
.............................
مدافع علی شدی،زهرای تنها
پهلو شکسته قد کمان،بانوی دریا
روضه می خونم از شما،ای وای ای
 وای 
از غربت و درد و جفا ،ای وای ای وای
واحسرتا وا غربتا،ای وای ای وای
............................
چهل تا مرد جنگی،آ تیش زدند به خونه
با دست بسته بردند،آبروی زمونه
یکی با دست بسته،تنها تنها
یک پهلو شکسته،تنها تنها
بچه ها زار و خسته،تنها تنها
...............................
وصیت کردی به علی ،ام ابیها
به دور از چشم دشمن ها،غسلم بنما
غسلنی باللیل یا علی،علی جان
کفنی باللیل یا علی،علی جان
دفننی باللیل یا علی ، علی جان
...........................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)



دود بود
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی )
........................................
باز شد ورد زبانم،دود بود و دود بود
جسم  مادر پشت در ،پهلوی او کبود بود
طفل محزون در شکم پر می زد و 
در هوای شهر غالب، عطر بوی عود بود
مادر سادات در حال دفاع از اهل بیت
اندرون سینه ی او ،مهر بود و جود بود
او به دنبال علی ،پهلو شکسته شد روان
خطبه خوان شهر شد ،شهری که گویی رود بود
بر لبش عجل وفاتی ،آ خر عمر شریف
این نوا و نغمه از ،زهرا گل محمود بود
موقع غسل و کفن ،اندر شب تار علی
دید پرواز پرستوی، جوانش زود بود
همسری که عمر خود را ،در ره اسلام داد
نیمه شب ها حال گریه ،موقع سجود بود
آنکه نورش عرش تا، فرش خدا را جلوه گر
آ یه ی مهر و سخا ،از قادر ودود بود
یادگار مصطفی و ،سوره ی یاس علی
از خدا بر کوثرش ،صدها هزار بدرود بود
واژه واژ سطر سطر ،اندر غم و مدح شما
ساقی و ذکر لبش ،مادر که حق بستود بود
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




امام زمان ،شهادت حضرت زهرا 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
......................................
می آ یم و روی لبانم نام زهر است
حب و ولای فاطمه نوری به دلهاست
آنکس که تنها کوثر دین مبین است
ام ابیهای نبی بانوی دین است
ام الائمه مادر سادات زهر است
او غمگسار شیعۂ بی یار و تنهاست
می آ یم و در دل نوای وای مادر
گریان دو چشمانم به سوگ داغ حیدر
در کوچه زد سیلی گل یاس پیمبر
پر پر نمود آن نا نجیب غنچۂ مادر
مادر به قربان کمانی گشتن تو 
در کوچه مادر ارغوانی گشتن تو
ای کاش دستت می شکست آ ندم مغیره 
که شد  کبود بازوی مادر هم مغیره
من صاحب حب علی و مادر هستم
در انتظار بهر ظهور از دلبر هستم 
با غیرتی همچون ابوالفضل علمدار
بر شیعیان اندر جهان هستم سپهدار
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



نوحه شهادت حضرت زهرا
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:واویلا،واویلا واویلا واویلا
..............................................
ای مادرم زهرا ،یا زهرا یا زهرا(2)
............................................
پر پر شدی مادر در فصل جوانی
جانت فدا بهر ولی ات هر زمانی
مدافع حق و حقیقت ای مادر
خونت شده جاری در خانه ی حیدر
.....................................................
رحمی نما مادر تو بر حال زارم
اشک و غم و ماتم من بر حالت دارم
رفتی و من ماندم بی یاور و غمخوار
دیگر خداحافظ ای مادر بی بیمار
................................................
در کوچه ها سیلی ،نیلی شد سهم تو
با تازیانه زد خیلی شد سهم تو 
ای مادر مظلوم و زارم یا زهرا 
دیگر خداحافظ غمخوارم یا زهرا
.............................................
با دیدن درب خانه شدم محزون
خونت شده جاری از کینه ای دلخون
میخ در و مسمار و شعله ی آ تش 
چه کسی بست در کوچه بر مادر راهش
.....................................
غسل و کفن در دل شب غریبانه
تشییع پیکر ،بی کس شد،آ ن ریحانه
خانه ی تو شد دیگر بر ما غم خانه
دور شمعند اینک هم گل هم پروانه
............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



خبر رسید 
شهادت حضرت فاطمه الزهرا 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
..........................................
خبر رسید که سیلی چشیده ای مادر
تمام هستی حیدر چه دیده ای مادر
ز پشت در که نوای خذینی ات آ مد
بدید فضه که رنگ ،پریده ای مادر
برای حفظ ولایت برای دین مبین
به خون محسن خود طپیده ای مادر
درون کوچه که قنفذ زده به بازویت
نوای غربت حیدر دمیده ای مادر
ز بعد مرگ رسالت ز قوم دین نبی
به جز اهانت و سختی ندیده ای مادر
درون مسجد شهر خطبه خوان شدی مادر
چنان نبی مکرم رسیده ای مادر
تو ای پرستوی عاشق چرا ز بیت علی
به عرش حضرت داور پریده ای مادر
هنوز نغمه ی عجل وفاتی ات در گوش
الف که بود قامت تو خمیده ای مادر
صدای ناله و اشک شبانه ات به قنوت
تو دل ز آ دم و عالم بریده ای مادر
نظر به حال یتیمان خانه ات بنما
چرا ز اهل حرم دست کشیده ای مادر
حرم که نداری کرم ز تو جاریست
نگو تو ساقی که غم کشیده ای مادر
...................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



زمزمه شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
...........................
امون از این زمونه(2)
.............................
غسل و کفن شبونه، امون از این زمونه
او پر کشید ز خونه،امون از این زمونه
چهل تامرد جنگی،آتیش زدند به خونه
شعله می زد زبونه،امون از این زمونه
از این همه مصیبت،شکسته پشت حیدر
غم می زنه جونه،امون از این زمونه
زینب زار و محزون،حالا شده روضه خون
اشک های عاشقونه، امون از این زمونه
علی با دست بسته،با یه دل شکسته
می خونه شاعرونه، امون از این زمونه
تابوت زهرا به دوش،عرش خدا در خروش
شبونه بی نشونه،امون از این زمونه 
کبوتر عشق من،بانو یم ای یاس من
مپر ز آشیونه، امون از این زمونه
....................................
امون از این زمونه (2)
..............................ّّّّّ......
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



حدیث عشق علی( ع)
شهادت حضرت زهرا( س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
زمانی که دو دستش را ببستند
زدند پهلوی یاس اش را شکستند
میان کوچه ها کردند جسارت
به دخت مصطفی کردند اهانت
زدند آتش به درب خانه آن روز
رسید روضه به اشک و آه جانسوز
نه رحم بر کودک شش ماهه کردند
نه شرم از صاحب آ ن خانه کردند
ز میخ در صدای آ ه آ مد
صدای ضجه ای از چاه آ مد
امیر المومنین سردار خیبر
به حکم حق سکوت با دیدۂ  تر
الهی هیچ مردی غم نبیند
نبیند همسرش بستر نشیند
به جای دلبری عاشقانه
بگیرد رویش از شوهر به خانه
زند شانه به زلف زینب آ ن ماه
ز ضرب بازوانش می کشد آ ه
هنوز عجل وفاتش می رسد گوش
حسین ابن علی هم رفته از هوش
امیر المومنین غمگین و زار است
ز دوری تو زهرا بی قرار است
..................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)



زمزمه ،دم گیری 
 شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.................ّّّّّّ.............
یا فاطمه الزهرا ، یا فاطمه الزهرا
.............................
ای شمع شب تارم ،یا فاطمه الزهرا
ای کوثر قرآنم، یا فاطمه الزهرا
بین دیده گریانم ،یا فاطمه الزهرا
سر گشته و حیرانم،یا فاطمه الزهرا
با رفتن تو زارم ، یا فاطمه الزهرا
من بی سر و سامانم،یا فاطمه الزهرا
چون ابر بهارانم، یا فاطمه الزهرا
گریان چو بارانم، یا فاطمه الزهرا
ای مستی دورانم،یا فاطمه الزهرا
تو جانی و جانانم،یا فاطمه الزهرا
ای مادر طفلانم، یا فاطمه الزهرا
دنیا شده زندانم ، یا فاطمه الزهرا
تو روحی و ریحانم ، یا فاطمه الزهرا
دنیاست امتحانم،یا فاطمه الزهرا
بر لب روضه می خوانم،یا فاطمه الزهرا
چاک است گریبانم ، یا فاطمه الزهرا
ای معنی ایمانم ، یا فاطمه الزهرا
دلیلی و برهانم ، یا فاطمه الزهرا
ای همسر جوانم،یا فاطمه الزهرا
نام تو بر زبانم،یا فاطمه الزهرا
از داغ تان بخوانم،یا فاطمه الزهرا
من زنده نمی مانم،یا فاطمه الزهرا
ای یار بی نشانم،یا فاطمه الزهرا
غم گشته ارمغانم ، یا فاطمه الزهرا
..................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)


شعر روضه  شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.....................................
میون در مونده و محسن ،فدا شد زهرا
هنوز جای خونی تنت ،معلومه این جا
توی بستر ای همسرم ،زهرا زهرا
ورق ورق شد کوثرم ،زهرا زهرا
ببین که بی بال و پرم ،زهرا زهرا
............................
تو افتادی رو زمین و حسن ،افتاده از پا
صدای سیلی توی گوشش،میاد ز هر جا
تو ی کوچه داد می زنه،مادر مادر
با گریه فریاد می زنه ،مادر مادر
فریاد ز بی داد می زنه ،مادر مادر
.............................
مدافع علی شدی،زهرای تنها
پهلو شکسته قد کمان،بانوی دریا
روضه می خونم از شما،ای وای ای
 وای 
از غربت و درد و جفا ،ای وای ای وای
واحسرتا وا غربتا،ای وای ای وای
............................
چهل تا مرد جنگی،آ تیش زدند به خونه
با دست بسته بردند،آبروی زمونه
یکی با دست بسته،تنها تنها
یک پهلو شکسته،تنها تنها
بچه ها زار و خسته،تنها تنها
...............................
وصیت کردی به علی ،ام ابیها
به دور از چشم دشمن ها،غسلم بنما
غسلنی باللیل یا علی،علی جان
کفنی باللیل یا علی،علی جان
دفننی باللیل یا علی ، علی جان
...........................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)




زهرا مرو زهرا مرو
زبان حال امیر المومنین با جسم حضرت زهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.................................
بانوی من بانوی من
ای بهترین الگوی من
ای قوت بازوی من
از غم شکست زانوی من
زهرای من ای همسرم
ای همسر و همسنگرم
دار و ندار من مرو
ای بی قرار من مرو
جان علی تنها مرو
ای همسرم زهرا مرو
عهدی که بستی با نبی
آ ن را شکستی با علی
زینب نگر بر سر زنان
کلثوم گشته روضه خوان
بغض حسن دل را شکست
دستان من را عشق بست
شب ها حسینت تشنه لب
خونین جگر در تاب و تب
گیرد سراغت فاطمه 
گرید ز داغت فاطمه
روی لب ما زمزمه
ای شمع سوزان فاطمه
زهرا مرو زهرا مرو
ای کوثر ای طاها مرو
جان حسینت صبر کن
یاری من در قبر من
در قبر جسمت راهی است
همراز حیدر چاهی است
دست نبی شد یاورم
دستم گرفت پیغمبرم
الگوی زن های جهان
ای شیر زن ای پهلوان
شرمنده ام از روی تو
از صورت و بازوی تو
زهرا مرو زهرا مرو
بی حیدرت جانا مرو
..................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)




نوحه شهادت حضرت فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک قدم قدم 
...............................
فاطمه جان فاطمه جان ،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
................................
می دونم تو منو می بینی،وقتی که پیش من می شینی
امید دیدنت تو عالم،آرزومه  خودت می بینی
رفتی و ماتمت بر جونم،واسه تو روضه ها می خونم
از دیده اشگ من شد جاری،می دونم تو منو می بینی
بانوی آ بی و آ ئینه،معنی عشق توی سینه
از وقتی رفتی تو از پیشم،خاموشه خونمون می بینی
..................................
هر شب میام من به سوی قبرت،وقتی مدینه تو خواب تازه
با سوز دل من برات می خونم،
می دونم جات که توی عرشه
ریحانة النبی تویی،کوثر خونۂ علی فقط تویی
تو شمع سوزان علی،چرا به خونه ات سری نمی زنی
چشم حسین گیرونیه ،هوای خونۂ علی بارونیه
دلهای ما غرق به خون،غبار ماتم روی قلب علیه
...................................
حسن میگه تو کوچه ها،سیلی زدند صورت مادر مرا
غلاف شمشیر روی دست،کینه و بغض از علی دیدم چرا
زینب شده هم دمشون،روضه می خونه از غم مادرشون
وقتی حسین گیرون می شه،مادری مهربون می شه برایشون
موقع غسل و کفنت،دیدم جراحات تنت فاطمه جون
شرم و خجالت از علی،دیدم جسارت عدو فاطمه جون
..................................
فاطمه جان ، فاطمه جان،همسر مهربان من فاطمه جان(2)
.............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)



غم فاطمه 
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
.........................................
فاطمه شد بر لبم جاری دلم را غم گرفت
کوچه ها را از غم مادر ببین ماتم گرفت
کوچه و سیلی ،رخ نیلی دل حیدر گرفت
کودکی با یاس آ مد عقده ای دیگر گرفت
غربت و مظلومی مادر بدید در کوچه ها
کینه و بغض علی وقتی که آ ن نامرد گرفت
روی پا آمد که شاید ضرب سیلی کم شود
دست از روی سرش بر صورت مادر گرفت
شد عصای مادرش اندر جوانی آ ن پسر
بر زمین افتاد مادر دست مادر را گرفت
هر زمان در کوچه او می رفت گریان و حزین
اشک در چشمان او بارانی از ماتم گرفت
بر لبانش آ ه مادر کاش می مردم دمی
که به پهلوی شما مسمار و میخ در گرفت
روضه خوان مادرش بود دور از چشم حسین
آ ن زمان که چادر خاکی رو زینب سر گرفت
در شب غربت غریبانه به دوشش با پدر
لحظه لحظه مادرش تا قبر مخفی جا گرفت
بی کس و تنها چه تشییع عجیبی تا به خاک
یاس پیغمبر به دور از چشم نا محرم گرفت
دست پیغمبر گرفت و برد در آ غوش خاک
شرم از قد کمان آ ن حیدر صفدر گرفت
عمر او پایان گرفت وقتی که زهرا بار بست 
از مدینه تا به کوفه بار این ماتم گرفت
فاطمه داغی است عظما بر دل پیر و جوان
تا نیاید منتقم کی این دلم راحت گرفت
می رسد مهدی و گرداند نمایان قبر او
عقدۂ دلهای ما از دوری او سر گرفت
فاطمه داریم در دل آ روزی قبر تو 
تا بگوئیم مهدی از بهر شما روضه گرفت
ساقی و ذکر دل آ رای شما با اشک چشم
لطف مادر بود این دل حب زهرا را گرفت
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)




مادرم خیلی جونه
مرثیه شهادت حضرت زهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..........................
توی شهر بی نشون،بابامون یه پهلون
آ دما آ ی آ دما،شد بهار اون خزون
با دلی غمین و خسته،رو به رو مادر نشسته
بابامون یه قهرمانه،ولی با دست های بسته
مادرم خیلی جونه،روی بازوش یه نشونه
داغ محسنش رو دیده،با دلی که غرق خونه
عمر مادرم تمومه،چون غروب لب بومه
صد مصیبت شده همراه،زندگیش دیگه تمومه
مردم مدینه دیگه،بزنید به سینه و سر
خیلی وقته درد کشیده،آ خه مونده بین اون در
دیگه از تو بیت الاحزان،صدای گریه نمیاد
دیگه اون ظالم بی رحم،قباله فدک نمی خواد
حق مرتضی که غصب شد،خدایا خودت گواهی
بعدازاون راز دلش رو،وا می کردبا حلقه چاهی
درب خانه ای که جبریل،با اجازه پامی زاره
آ تیش عقده و کینه،چه بلایی سرش می یاره
حالا دیگه این گل عشق،شده نزدیکه به مغرب
ای امون از بی وفایی،امون از مردم یثرب
................................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)



شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
روضه و مادر و دیوار و در و گریه و آه
یک نفر گفت «حَسَن جان» به پا شد غوغا
بر سر و سینه زنان مست حسن گشتیم ما
دیگری گفت «حُسین» روضه رسید کرب و بلا
خنجر و حنجر و رگ های بریده ز جفا
مادری گفت «بُنَّیَ»روضه رفت تا به کجا
فاطمه و حسن و تشنه لب کرب و بلا
»زینب«آ مد به سر جسم ذَبیحأ بِاالقَفا





دو بیتی های شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..................
دست من و دامان تو ام ابیها
چشمان من گریان تو ام ابیها
مخفی بود قبر شریفت جان مادر
خلقی بود حیران تو ام ابیها
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
از فاطمه گفتن آبرو می خواهد
یا فاطمه گفتنم وضو می خواهد
زهرا که ملیکۂ زمین تا عرش است
در حشر خدا نظر از او می خواهد
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
دیدم درون روضه چون ابر بهاری
دیدم ز داغ مادرت چه بی قراری
رزق تمام ما درون روضه جاریست 
دیدم سرشک دیدگانت گشته جاری
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
خانه من بی تو زهرا بیت الاحزان گشته است
آ سمان ابری این خانه باران گشته است
بعد زهرا رونق و مهر و صفا در خانه نیست
دیدگان کودکان از غم چه گریان گشته است
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سینه ما حرمت حضرت مادر مددی
چشم مابرکرمت حضرت مادرمددی
شافع روز جزا ام ابیهای نبی
دیده زیر قدمت حضرت مادر مددی
،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
رشته های چادر خاکی شفاعت می کند
فاطمه بانوی محشر خود عنایت می کند
محور جود و کرم باشد به روز رستخیز
او بگوید خالق داور کرامت می کند
، ،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
خانۂ بی فاطمه، غم خانۂ حیدر شده
چادر خاکی و دستاس،روضۂ مادر شده
رد خون باقیست ما بین همان دیوار و در
غسل و تشییع شبانه،خاک غم بر سر شده
،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
وقتی که بوسه زدی زیر پای مادر را
چه عزت و شرفی داده ای تو نوکر را
فدای غربت مادر، فدای مظلومی
به روی دست ملائک، ببرد پیکر را
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
روضه بود و گریه و نام حسین،یک نفر گفت آه مادر دل شکست
از میان گودی و شمشیر و تیغ،این دل ما دست برآن حلقه بست
دید میسوزد در خانه ولی،رفت پشت در به داغ او نشست
گفت مادر کاش پشت در نبود،این جدایی هر دلی را می گسست
،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
امیر المومنین سردار خیبر
به دوش خود برد یک پاره پیکر
دو چشمانش شده ابر بهاری
شبانه غسل،کفن،تشییع همسر
،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
حالاکه رفتی کارماافسوس و آه است
خورشید عالم سوگوار روی ماه است
مادر بدون تو چراغ خانه تار است
دیگرانیس و مونس باباکه چاه است
،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
مونس و یار شفیقم ،همسرم زهرا مرو
جان حیدر یاس زخمی،قد کمان تنها مرو 
بعد تو با کلبه ی احزان و این طفلان زار
عشق مستور ،مصحف نور،بی علی جانا مرو
.............................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)





نوحه شهادت حضرت زهرا(س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک :همشاگردی سلام
......................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
...........................................
بانوی بی نشان ،از راه دور سلام
یا فاطمه مدد،تنها همین کلام
من سوگوار تو،با زینب و حسین
کلثوم با حسن،بارانی است دو عین
یا فاطمه بگو،شش ماهه ات چه شد
بعد از عروج تو،دلداده ات چه شد 
......................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
....................................
السلام علیکِ،ایتها الصدیقة الشهیده
السلام علیکِ، ایتها الرضیة المرضیه
السلام علیکِ،ایتها الفاضلة الزکیه
السلام علیکِ،ایتها الحورا الاِنسیه
السلام علیکِ،ایتها الفاطمة الزهرا
السلام علیکِ،ایتها الصدیقة الکبری 
....................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
......................................
پروانۂ علی،پر سوخته چرا
طفلان نظر به یک ،در دوخته چرا
صیاد آتشش ،سوزاند بال و پر
در کوچه نا نجیب ،سیلی جلو پسر
ای قد کمان ترین ،بانوی آ سمان
پر پر شده گلم،عمرت شده خزان
....................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
....................................
آ ن شب ابو تراب،در نیمه های شب
بر روی دوش خود،در سینه تاب و تب
جسم شریف تو،می برد تا بقیع
آ ن مادری که هست،بر شیعیان شفیع
گوهر ز دیدگان ،می ریخت بر زمین
می خواند روضه او،غمدیده و حزین
...........................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
.......................................
السلام علیکِ،یا قرة عین الرسول
السلام علیکِ،بنت محمد،یا بتول
السلام علیکِ،زوج ولی الله علی
السلام علیکِ،خیر النسا،نور جلی
السلام علیکِ،ام ابیهای نبّی
السلام علیکِ،ام الحسینْ،ابنْ علی
...............................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
..............................
بوده وصیتت،بعد از عروج تو
در نیمه های شب،باشد خروج تو
غَسِّلنی با للیل ،علی علی جانم
کَفِّننی با للیل، علی علی جانم
دَفِّننی با للیل ،علی علی جانم
جان تو و حسین،ای جان جانانم
..................................
فاطِمَه ٌالزَهرا،فاطِمَه ٌالزَهرا(2)
--------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)





مرثیه شهادت حضرت زهرا س
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی )
،------------------------------------
یا ~فاطمه یا زهرا(2)
-----------------------------------
پرچم اشک و ماتم بر افراشت
اندرون دل ما غم افراشت
از در سوخته و ضرب سیلی
روی مادر شده از چه نیلی
وای............مادر مظلومم
وای...........مادر محرومم
وای .........مادر معصومم
------------------------------
کوچه ها ماتم و بانگ عزا شد
ذکر یا فاطمه روی لب ها شد
پرچم ماتم و بیرق غم
من که بارانیم اشک نم نم
وای.......بی قرارم مادر
وای.......زار زارم مادر
وای......اشکبارم مادر
--------- -------  ---------
در مدینه عجب روضه ای گشته بر پا
حیدر آ مد به بالین تو عشق طاها
رو مگیر از علی سوره ی کوثر من
روضه خوانت شدم فاطمه همسر من
وای.........ای گل پرپر من
وای..........قد کمان همسر من
وای.........غرق خون دلبر من
--------------------------
خانه ی ما شده خیمه ی اشک
دیدگانم شده از غمت مشک
از کبودی آ ن صورت و درد پهلو
فاطمه جان برایم برایم تو برگو
وای........دست من را بستند
وای.......مست قدرت هستند
وای..........پهلویت بشکستند
-------------------------------
کن نظر بر حسن یا حسین ات
اشک زینب بریزد دو عین ات
دخترت خانه دارم شده فاطمه جان
نیمه شب اشک او گشته پنهان
وای.....از غمت دل خونم
وای.......لیلی ام مجنونم
وای ......کن نظر محزونم
---------------------------------
فاطمیه شد و سوگواریم
از غم مالک خود چه زاریم
خاتم پاکِ انگشتر میهن من 
غرق خون شد چرا پارۂ تن
وای.........شیر ایرانی من
وای.......ای سلیمانی من
وای.......مرد کرمانی من
---------------------------------
آه،تسلیت یابن الحسن
آه،تسلیت رهبر من (2)
-------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شعر عروج پدر شهید
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-------------------------------------
مجلس ماست عزای پدری غمدیده
پدری که به جهان لطف خدایش دیده
پدری که پسرش گشته فدایی خدا
بر لبش بوده فقط ذکر مناجات و دعا
پدری که به لبش روضه ی زهرا بوده
گریه کن بر علیِ اکبر لیلا بوده 
سالها گریه کن شاه شهیدان بوده
نوکر درگه لب تشنه ی عریان بوده
مجلس ماست برای پدر پاک شهید
پسرش بوده برای همه مثل خورشید
پسری که  به دیدار پدر آمده است
شام تار پدری که  سحر آ مده است
روضه خوان روضه بخوان با صد سوز
دل هر عاشق دل سوخته ای را تو بسوز
از غم کرب و بلا و ازغم ثارالله
دیده بارانی در روضه ابا عبدالله
شهدا شمع فروزان به اهل بشر اند
درشب ظلمت و تاریکی دلها قمراند
شهدا شافع امت به رستا خیز اند
شهدا محو خداوند ز عشق لبریز اند
-------------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نوحه شهادت حاج قاسم سلیمانی
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
--------------------------------
سردار ایرانی،قاسم سلیمانی(2)
-------------------------------
این بیشه شیران،بی شیر هرگز نیست
بر گو به ما مردم ،آ ن مرد پیکار کیست
از داغ تو زاریم،از داغ تو بیمار
ای فاتح هر جنگ،ای مرد هر پیکار 
---------------------------
صد حیف ازاینکه تو،ازماجدا گشتی
مردانگی را تو ،در عمق جان کِشْتی
بودی علمدار، دین و شریعت تو
خوش پرزدی رفتی،تابه شهادت تو
---------------------------------
چشمان ما باران،در بیشه شیران
اما سفر کردی به سوی ایزد منان
خالیست جای تو، قاسم سلیمانی
تو فخر ایرانی ، ای مرد کرمانی
-----------------------------
در ربّنایت نیمه های شب چه می گفتی
در خاک بغداد نیمه های شب چرا خفتی
ای مالک ایران محجوبی و محبوب
عمری نمودی دشمنان میهنت مغلوب
------------------------------------
تو جان فدایی و علمدار ولی بودی
تو عاشق ذریه ی  زهرا یلی بودی
بودی مدافع ازحریم عمّه جان زینب
غرق عنایات کریم عمّه جان زینب
---------------------------------
پرواز تو تا عرش،گردیده روحانی
دانم برای این عروجت شاد و خندانی
حاجت روا گشتی،کرّار ایرانی
خلقی ز داغ تو،گردیده بارانی
-----------------------------------
دور از وطن گشتی،صد پاره پیکر تو
در راه امنیت،بی بال و بی پر تو
دیدم به روی خاک،انگشت وانگشتر
روضه به لب آ مد،از تشنه ی بی سر
-----------------------------------
سردار ایرانی ، قاسم سلیمانی(2)
------------------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)






اشعار شهادت حاج قاسم سلیمانی 
تقدیم به شهدای مظلوم 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ای مالک اشتر زمان باد مبارک
ای نو گل پر پر جهان باد مبارک
رخت نو به تن کردی و رفتی 
پرواز تو سوی آسمان باد مبارک
-----------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
علم افتاد و علمدار ولی رهبر هست
مالک اشتر مارفت ولی حیدر هست
کوری چشم حسودان تا وقت ظهور
خیمه گاه حرم حضرت مادر هست
-------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
حالا که به حاجتت رسیدی سردار
دل از همه غیر عشق بریدی سردار 
در راه دفاع تا به جان از  وطنت
در پیش خدایت رو سفیدی سردار
-----------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
دعای پیر خراسان باز اجابت شد
نصیب بیشه ایران باز شهادت شد
نشست ماتم و غصه بردل و جانم
شهادت تو مبارک به کام امت شد
-----------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سبز قامت،سرخ پوش زیبا سرشت
آ نکه حق رزقش نمود باغ بهشت
جان فدا بهر خدا بی بیش و پس
نام او را یک شهید هر جا نوشت
-------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
ردای سرخ شهادت به تن مبارک باد
شهادت تو به وجه الحسن مبارک باد
تویی شهید کرامت تویی ستون رشادت
وصال روی حسین دورازوطن مبارک باد
------------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
عباس های خیمه ی زینب کجائید
مردان راه حق در این وادی بیائید
جان بر کف و مستید ای شیر مردان
بانگ شهادت را به هر آ وا سرائید
--------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
علم افتاده ولی هست علمدارانی
از غم اوست چرا دیده ما بارانی
تسلیت قائدنا الخامنه ای رهبر ما
سوگواریم ز غم قاسم سلیمانی
-------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





مرثیه شهادت حاج قاسم سلیمانی
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:کربلا منتظر ماست
----------------------------------------
حاج قاسم به شهیدان پیوست(2)
-----------------------------------------
میسرایم زغمت شعر و غزل های ناب
ماتمت کرده دل مردم عالم بی تاب
سوگواریم زداغی که تو گشتی پرپر
دیدگان از غم تو زار و دل ما مضطر
موسم کوچ شقایق شد ای ایرانی
روضه خوان تو شدیم ،قاسم سلیمانی
-------------------------------------
همت و باکری و صیاد شیرازی
باقری شوشتری کرده عجب اعجازی
کاظمی آمده است بدرقه ات ای سردار 
بدرقه می کند از شیر نر هر پیکار
دوستان آمده اند تا به تو تبریک گویند
دیدگان از غم دوری تو سردار  شویند
-------------- -------------------
در ره دین خدا شهد شهادت بچشید
طعنه زد نوررخت طعنه به نورخورشید 
تن صد چاک تو بر روی زمین افتاده
چشم ما مانده به دیدار رخت بر جاده
ذوالفقار ولی و فاتح کرّار تویی
شیر این بیشه به آقا علمدار تویی
-----------------------------
کربلا منتظرت بود برای پرواز
پر زدی تا به خدا شد سفر تو آغاز
ای علمدار حرم دست خدا یار تو باد
تو حسینی شدی و خانۂ تو شد آباد
خون تو گشته روان شام و عراق و لبنان
یمن و هند عزادار توأند چون ایران 
----------------------------
از غم دوری تو خاک دو عالم به سر است
از غمت رهبر ما زار و حزین نوحه گر است
جای جای وطنم روضه گر ماتم توست
دیدگان ابر بهاری گریه ی نم نم توست
ما رأیت الا جمیلا دیده ام از داغ تو
ای برای کشورم بودی و هستی آبرو
-------------------------------------
رستگاری و سعادت ز شهادت برسد
روز تشییع تو گویی به قیامت برسد
کربلای دگری گشته به پا در ایران
مرکز غصه و اندوه بود در کرمان
آنکه عمری به در خانۂ حق کرد سجود
شهد شیرین شهادت گوارای وجود
--------------------------------
حاج قاسم به شهیدان پیوست(2)
-------------------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اشعار میلاد حضرت زینب ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی

سرود میلاد حضرت زینب (س)
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:یار مبارک بادا
................................
مژده زینب آمده،مژده زینب آمده(2)
................................
امشب از عرش برین ماه مدینه آمده
زینت عرش خدا زینب به دنیا آمده
کوثر ثانی به بیت حیدر دین آمده
روی دستان حسین زینب چه شادان آمده
.............................................
مژده آمد یار و غمخوار حسین
روی دستان حسین در شور و شین
خانۂ حیدر شده پر نور از ماه رخش
می سراید نغمه ها بلبل به روی چون گلش
..............................
دامن زهرا شده پر نور از ماه رخش
شادمان آقا کریم اهل بیت آمد گلش
خواهر شاه شهیدان آمده ای عاشقان
لشگر کرب و بلای شاه دین ای عاشقان
...................................
هم مفسر هم معلم در علوم دین بود
یکه تاز علم و دانش خواهر خوبان بود
از کرامت از شهامت همچو بابایش بود
در نجابت در صداقت همچو زهرا تک بود
.....................................
صد هزاران مرجع تقلید شاگردش بود
حوریان هم خادم درگاه مهر تو بود
ما همه سرباز تو هستیم ای بانوی صبر
جان ما گردد فدای نور چشمانت حسین
...................................
آسمان بارد ستاره آمده نور خدا
خنده بر لب های حیدر آمده عشق خدا
بزم شادی گشته پا جشن و سرور فخر دین
زینب کبری رسیده یاور شاه زمین
.........................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)

خواهشمند است با درج نظرات خود بنده حقیر را راهنمایی کنیدایمیل بنده

yaalimdd80@vatanmail.ir

شاعر و مداح اهل بیت عصمت و طهارت خادم الحسین  کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی) از استان لرستان، شهرستان ازنا ،ساکن تهران ،شهرستان ملارد

سبک اشعار در کانال تلگرام بنده که آ درس آ ن در وب سایت است موجود می باشد 

sagi60@

09127933263 شماره تماس

http://rasoll60.mihanblog.com

http://mosebat.mihanblog.com

جمعه 29 دی 1396  1:35 PM
rasoll60
rasoll60
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1395 
تعداد پست ها : 1644
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار میلاد حضرت زینب ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی

زینت مولا
شاعر :رسول چهارمحالی(ساقی)
شب میلاد گل سر سبد عرش آمد
مثل زهرا گهری ز نسل حیدر آمد
خنده دارد به لبش شاه شهید عالم
زینت و زینب مولا شده ماه عالم

خواهشمند است با درج نظرات خود بنده حقیر را راهنمایی کنیدایمیل بنده

yaalimdd80@vatanmail.ir

شاعر و مداح اهل بیت عصمت و طهارت خادم الحسین  کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی) از استان لرستان، شهرستان ازنا ،ساکن تهران ،شهرستان ملارد

سبک اشعار در کانال تلگرام بنده که آ درس آ ن در وب سایت است موجود می باشد 

sagi60@

09127933263 شماره تماس

http://rasoll60.mihanblog.com

http://mosebat.mihanblog.com

چهارشنبه 5 دی 1397  7:39 PM
rasoll60
rasoll60
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1395 
تعداد پست ها : 1644
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار میلاد حضرت زینب ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی

هر دختری که دختر حیدر نمی شود
الگوی صبر زاده ی کوثر  نمی شود
بر روی دست شاه شهیدان گرفت قرار
هر خواهری که زینب مضطر نمی شود
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

دوشنبه 17 دی 1397  5:11 AM
rasoll60
rasoll60
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1395 
تعداد پست ها : 1644
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار میلاد حضرت زینب ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
خواهر ارباب سلام علیک
عمه بی تاب سلام علیک
در بغل شاه شهیدان حسین
رفته ای درخواب سلام علیک

خواهشمند است با درج نظرات خود بنده حقیر را راهنمایی کنیدایمیل بنده

yaalimdd80@vatanmail.ir

شاعر و مداح اهل بیت عصمت و طهارت خادم الحسین  کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی) از استان لرستان، شهرستان ازنا ،ساکن تهران ،شهرستان ملارد

سبک اشعار در کانال تلگرام بنده که آ درس آ ن در وب سایت است موجود می باشد 

sagi60@

09127933263 شماره تماس

http://rasoll60.mihanblog.com

http://mosebat.mihanblog.com

جمعه 21 دی 1397  10:11 AM
rasoll60
rasoll60
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1395 
تعداد پست ها : 1644
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار میلاد حضرت زینب ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

مژده بر اهل ولا عمه سادات آ مد

بانوی صبر به تسبیح و عنایات آمد

روی دستان حسین خنده زند بر رویش

حضرت زینب یا ملجأ  حاجات آ مد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

#پدر
مجلس ختم و ترحیم 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-------------------------------------
ای پدر جانم پدر،ای پدر جانم پدر(2)
………………………………………
دیده ها می گرید و شمع شب تارم شده
در عزایت ای پدر،خاک عزا بر سر شده
روی دوش مردمی گشتی روان تو سوی قبر
جسم بابایم ببین با خاک گور هم دم شده
……………………………….
خون به دل کرده فراقت بر من و ما ای پدر
در غمت اندوه و ماتم هم نوای ما شده
تا که بودی سایۂ سر بر سرم بودی پدر
بعد تو این قامتم خم از نبود تو شده
…………………………………….
عاشق سالار دین بودی حسین ابن علی
عمر تو نذر غم کرب و بلای او شده
تو به یاد فاطمه گریان و نالان می شدی
عمرتو عشق علی، با نوکریش طی شده
………………………………
می روی بابا برو این راه باید طی شود
بر تمام خلق عالم موت و قبر قالب شده
عالم قبر و قیامت وعدۂ خلاق عالم بوده و
هر کسی سوی خدا راهی به احوالی شده
……………………………….
شد خزان عمر تو شد تکیه گاه ما فنا
کن دعا بهر عزیزانت که گریانت شده
ساقی و مدح پدر نام دل آرایت به لب
بوسه بر دست پدر خود آرزوی ما شده
…………………………………..
ای پدر جانم پدر،ای پدر جانم پدر(2)
…………………………………
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشانعطشان


در فراق پدر
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------------
بابا جونم ،بابا جون 
مهربونم،بابا جون (2)
--------------------------------
بابا جونم به خدا تنگه دلم
نکنه به من بگن سنگه دلم
هنوزم باور ندارم رفتنت
غسل و تشییع رفتن در کفنت
----------------------
روز و شب با خاطراتت زنده ام
از وجود توست که من پاینده ام
آه وافغان میکشم هر شب و روز
داغ تو سنگینه داغی سینه سوز
------------------------------
سایه ی روی سرم ای پدرم 
من که بی بال و پرم ای پدرم
اسوه ی صبر و سخا تاج سرم
بی تو بشکسته پدر بال و پرم
---------------------------------
یادگاری عکس تو مونده به قاب
جز  غم دوریت ندارم انتخاب
باورش سخته جدایی از پدر
از غمت شد دیدگانم دیگه تَر
-----------------------------------
غروب ها بدون تو دلگیره
دلم از دوریت بابا میگیره
جای خالی تو و درد فراق
زمونه تواز بابام داری سراغ
--------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




بنویسید
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
جهت مجالس ختم و ترحیم ،تشییع و خاکسپاری 
----------------------------------
بنویسید که این سینه پر از آ مال است
بنویسید که خدا محول الا احوال است
بنویسید درون دل او محشر بود
او غلام نبی و مست رخ حیدر بود
بنویسید که در دیده ی او دریا بود
عاشق فاطمه و ذریه ی زهرا بود
بنویسید که ریسمان الهی زهراست
کشتی وراه هدایت زطریق مولاست
بنویسید کریمان همه مدهوش حسن
نام پاکش بنویسید همه روی کفن
بنویسید حسین ابن علی ارباب است
همه هستی این دیده پر از آ ب است
بنویسید که سرخی شهادت غوغاست
آرزویم دم مردن نظر از سوی خداست
بنویسید که ما سینه زنان حرمیم
عاشقان علی و بانوی اهل کرمیم
کاش بالا سر من خون خدا می آمد
روضه ونام حسین ذکر دعا می آمد
آرزوی من و ما دیدن روی یار است
لحظه مرگ نظر بررخ آن دلدار است
-----------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)





اشعار کاربردی مناسبت ها
------------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
وقتی غزل به پای تو تعظیم می کند
صد بیت و رباعی به تو تقدیم می کند
مدح و ثنا ی تو ز عنایات خالق است
زین روست خلق به توتکریم می کند
----------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
وقتی که شعر تو غزل ناب می شود
کوهی زجنس سنگ پای توآب میشود
تعظیم به پای توکرده تمام مخلوقات
جنسی زجنس تو چه نایاب میشود
------------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
چلچراغ روشن دنیای محرومان تویی
آ نکه دارد در دلش نوری از قرآن تویی
ای انیس و مونس شب های تار من بیا 
چشم برراه نشستم منجی انسان تویی
----------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



دو بیتی مجالس ختم و ترحیم
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------
غم داغت دلم رو کرده لبریز
عجب داغی چه داغی غم انگیز
سرشک دیدگانم گشته جاری 
بریز ای اشک چون باران پاییز
-----------------------
ببار بارون دلم محزون یاره
دو چشمانم ز داغش زار زاره
ز داغش نو بهارم چون خزانه
عزیزان این دل من بی قراره
------------------
خدا صبرت بده داغت گِرونه
خدا صبرت بده فصل خَزونه
خدا صبرت بده ای داغ دیده
خدا صبرت بده تو این زمونه
----------------------
امیدم نا امید شد از فراقت
کجا گیرم عزیزم من سراغت
به دنبالت بگردم کوه و صحرا
که آ تش زد اجل بر کل باغت
------------------------
غروب دوریت در فصل پاییز
دلم از دوریت که گشته لبریز
تویی در خاک خفته ای عزیزم
ز داغ تو نوا خوانم غم انگیز
-----------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




شعر بسم الله الرحمن الرحیم
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
...............................................
اول هر کار بسم الله الرحمن الرحیم
مرحم بیمار بسم الله الرحمن الرحیم
اول قرآن بسم الله الرحمن الرحیم
معنی ایمان بسم الله الرحمن الرحیم
حلقۂ الفت بسم الله الرحمن الرحیم
موقع دیدار بسم الله الرحمن الرحیم
بهر استغفار بسم الله الرحمن الرحیم
ندبه با دلدار بسم الله الرحمن الرحیم
چون گره افتاد اندر کار تو 
لب گشا بر گو بسم الله الرحمن الرحیم
بهر استغفار و توبه گر روی در نزد حق
دل مصفا کن به بسم الله الرحمن الرحیم
در سحر گاهان همراه تمام مؤمنان
گو عزیز من بسم الله الرحمن الرحیم
وقت خوردن یا که نوشیدن بگو
اولین ذکرش بسم الله الرحمن الرحیم
در همه احوال بر گوییداندر هر کجا
نام نامیش بسم الله الرحمن الرحیم
تا که وقت موت گردد مونست
حرف حرف این بسم الله الرحمن الرحیم
گر که پرسد آ ن ملک رب تو کیست
بر لبت آ ید بسم الله الرحمن الرحیم
ساقی از این اسم اعظم توشه گیر
با تمسک گوی بسم الله الرحمن الرحیم
.........................................
شاعر و مداح اهل بیت ذاکر الحسین رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




دو بیتی های مجالس ختم و ترحیم  (مجلس مادر)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.........................................
مادر ای اسوۂ احسان و محبت مادر
مادر ای نور خدا معنی عزت مادر
رفتی و اشک بصر دیده گریان بر جاست
صبر و ایمان و رضا نزد خدایت مادر
......................................
دیدن روی جمالت به قیامت مادر
بوسه بر دیدۂ ماهت به قیامت مادر
کن دعا بهر من ای معنی ایثار خدا
دیدن مهر و وفایت به قیامت مادر
..............................................
روی قبرم بنویسید که مادر بودم
لطف حق بود اگر عاشق حیدر بودم
حب زهرا و علی در رگ و در ریشۂ من
سالها نوکر شاهنشه بی سر بودم
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
دیدن عکس تو در قاب برایم سخت است
جای خالی تو ای آ ب برایم سخت است
سایۂ روی سرم بودی و رفتی در خاک
بوسه بر جسم تو مهتاب برایم سخت است
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
بنویسید که چون شمع به پای من سوخت
همچو پروانه به قلبم دل خود را می دوخت
عمر خود کرد فدا تا که به عزت برسم
مادری کرد برایم گهی بود او چون اخت
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دریغا رفتی و ماتم برایم ارمغان آ مد
غم و اندوه عظمایت نویدی بهر جان آ مد
دریغا دیدن رویت به روز حشر ممکن شد
دل پر خون ز داغ تو به اشک دیدگان آ مد
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
خاک مزارت طوطیای چشم مادر
هرگز ندیدم از تو هرگز خشم مادر
یار و انیس و مونس جانم تو بودی
بودی برای من مثال یشم مادر
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان )




شعر روز چهلم مجالس ختم و ترحیم
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
........................
هیچکی باورش نمی شه،که چهل روزه تو رفتی
زیر خاک تو آ رمیدی،دلها می سوزه تو رفتی
هیچکی باورش نمی شه،چراغ خونه خموشه
سایه و تاج سر من،خونۂ ما سیه پوشه
هیچکی باورش نمی شه،بال و پر وا کردی رفتی
اربعینت شده انگار،تو دعا کردی و رفتی
هنوزم چشام به راهه،واسه دیدن جمالت
کاش می شد به یه بار ببینم،لطف و احسان و کمالت
هیچکی باورش نمی شه،گل گل خونه کجا رفت
بعد چهل روز غم و اندوه،چلۂ عزیز ما رفت
خدایا به حق زهرا،اون شفیع همۂ ما
بگذر از جرم و گناه،همه شیعیان مولا
خدایا به حق حیدر،حق اون ساقی کوثر
تشنه لب شهید بی سر،از خطای ما تو بگذر
این عزیز رفته در خاک،توی خاکش تو بکن پاک
بگذر از او خالق من،حق شاهنشه افلاک
ورد روی لب ما شد،یا حسین غریب مادر
ساقی و لطف خدا و ،بی کفن شهید بی سر
......................................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




زمزمه در سوگ پدر
مجلس ختم و ترحیم ، سر خاک 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک :یا ابا صالح مددی مولا
---------------------------------
آه و واویلا، آه و واویلا(2)
--------------------------------
اشک چشمان ما ،جاری است بهر تو 
ای که دادی به من،عزت و آ برو 
.....بابا. ......
رفتی از داغت ،خانه خرابم
از هجرت بابا ،دیده پر آبم
---------------------------------
شمع سوزان این ،خانه بودی پدر 
اسوه ی صبر و ایمان ،تویی تاج سر
......جانا........
چراغ خانه ،سوئی ندارد
دلم طاقتِ،دوری ندارد
------------------------------- 
تقصیر چی بیه،گردش روزگار
نه دایه سیم هیشتی،نه بوه نه برآر
......رود رود......
ز غمت زارم،سی تو بیمارم
سل کو و اشک هام،دارم ایوارم
---------------------------------
این دل غرق خون ،پر از آ ه و درد 
گرمی خانه رفت،زندگی گشته سرد
...........بابا........
خاک عالم شد،بر سرم بابا
بر سر قبرت ،مضطرم بابا
-----------------------------------
بر سر قبر تو،آ مده خواهرت 
دیده پر اشک و آ ه،دیده دخترت
........ای وای......
همسرت دلخون ،دیده گریان است
عکس تو در قاب،خلقی حیران است
--------------------------------
همه جا بروم ،من به دنبال تو 
ای خوشا بودنت،حال و احوال تو
............حالا........
در فراق تو ،زار و محزونم
از غمت اینجا ،دیده پر خونم
---------------------------
آه و واویلا ،آه و واویلا(2)
-------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



دو بیتی های مجالس ختم و ترحیم  (مجلس مادر)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
.........................................
مادر ای اسوۂ احسان و محبت مادر
مادر ای نور خدا معنی عزت مادر
رفتی و اشک بصر دیده گریان بر جاست
صبر و ایمان و رضا نزد خدایت مادر
......................................
دیدن روی جمالت به قیامت مادر
بوسه بر دیدۂ ماهت به قیامت مادر
کن دعا بهر من ای معنی ایثار خدا
دیدن مهر و وفایت به قیامت مادر
..............................................
روی قبرم بنویسید که مادر بودم
لطف حق بود اگر عاشق حیدر بودم
حب زهرا و علی در رگ و در ریشۂ من
سالها نوکر شاهنشه بی سر بودم
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
دیدن عکس تو در قاب برایم سخت است
جای خالی تو ای آ ب برایم سخت است
سایۂ روی سرم بودی و رفتی در خاک
بوسه بر جسم تو مهتاب برایم سخت است
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
بنویسید که چون شمع به پای من سوخت
همچو پروانه به قلبم دل خود را می دوخت
عمر خود کرد فدا تا که به عزت برسم
مادری کرد برایم گهی بود او چون اخت
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دریغا رفتی و ماتم برایم ارمغان آ مد
غم و اندوه عظمایت نویدی بهر جان آ مد
دریغا دیدن رویت به روز حشر ممکن شد
دل پر خون ز داغ تو به اشک دیدگان آ مد
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
خاک مزارت طوطیای چشم مادر
هرگز ندیدم از تو هرگز خشم مادر
یار و انیس و مونس جانم تو بودی
بودی برای من مثال یشم مادر
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان )





شعر روز چهلم مجالس ختم و ترحیم
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
........................
هیچکی باورش نمی شه،که چهل روزه تو رفتی
زیر خاک تو آ رمیدی،دلها می سوزه تو رفتی
هیچکی باورش نمی شه،چراغ خونه خموشه
سایه و تاج سر من،خونۂ ما سیه پوشه
هیچکی باورش نمی شه،بال و پر وا کردی رفتی
اربعینت شده انگار،تو دعا کردی و رفتی
هنوزم چشام به راهه،واسه دیدن جمالت
کاش می شد به یه بار ببینم،لطف و احسان و کمالت
هیچکی باورش نمی شه،گل گل خونه کجا رفت
بعد چهل روز غم و اندوه،چلۂ عزیز ما رفت
خدایا به حق زهرا،اون شفیع همۂ ما
بگذر از جرم و گناه،همه شیعیان مولا
خدایا به حق حیدر،حق اون ساقی کوثر
تشنه لب شهید بی سر،از خطای ما تو بگذر
این عزیز رفته در خاک،توی خاکش تو بکن پاک
بگذر از او خالق من،حق شاهنشه افلاک
ورد روی لب ما شد،یا حسین غریب مادر
ساقی و لطف خدا و ،بی کفن شهید بی سر
......................................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)




شعر مجلس ختم پدر 
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
سبک:اربابم حسین جان
.............................. ..
بابایم کجایی،از ما تو جدایی(2)
...............................
در دل مانده رویایت
گریانم در عزاست
می خوانم ز داغت
قربان جمالت
............................
ای نور دو چشمانم
بهر تو که گریانم
همچون شمع سوزانم
ای جانی و جانانم
افتخارم ای بابا
غمگسارم ای بابا
دار و ندارم هستی تو
چشم انتظارم ای بابا
.......................
محتاج دعای توأم
من غرق خدای توأم
آری آشنای توأم
بنگر بر عزای توأم
ای نامت نشان من
ای جانت جهان من
نسل ات دودمان من
ذکرت بر زبان من 
...............................
نازم صدق و صفای پدر
گریم بر وفای پدر
افتم خاک پای پدر
هستم مبتلای پدر
گل بی خارم بابا
شمع شب تارم بابا
ببین که زارم بابا
بی کس و کارم بابا
.................................
بابایم کجایی،از ما تو جدایی(2)
..........................ّ.ّّّّ..
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان )



شعر و نوحه در مجلس ختم پدر
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
................................
ای پدر جانم ،جان جانانم(2)
................................
رفتی و بردی ،تاب و توان من
راحت جان و ،هم دودمان من
رفتی و بی تو،محزون و نالان
از غمت بابا ،بنگر که گریانم(2)
..................................
در غمت جاریست،اشک دو چشمانم
شام من تار است،ای شمع سوزانم
می چکد اشکم،از دوریت بابا
آ ه و صد افسوس،زین ماتم عظما(2)
................................
بر دلم مانده،رویای دیدارت
دیدن ما رفت،تا به قیامت
مهربان بابا،مونسم هر جا
می کشم من آ ه،در غمت بابا(2)
.......................
قلب من بنگر،پر می کشد سویت
 آرزویم هست،تا حس کنم بویت
بر سر قبرت،سوزم غریبانه
جای تو خالیست،بابا توی خانه(2)
..........................
ای پدر جانم،جان جانانم(2)
...................................
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



زمزمه ختم پدر 
مجالس ختم و ترحیم ، خاکسپاری
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
-----------------------------------
مگه یادم میره مهر و صفای خونه بودی
مگه یادم میره تو پدری نمونه بودی
مگه یادم میره اسطورۂ زمونه بودی
مگه یادم میره که توگل گلخانۂ بودی
---------------------------------
بابا رفتی ،ماندم تنها ،ای پدر ای پدر
جایت خالی ،دربین ما،ای پدرای پدر(2)
................................ 
مگه یادم میره اون لحظه های خوب با هم 
مگه یادم میره عطر نفس هایت توی عالم 
مگه یادم میره حمایتت رو همه هر دم 
مگه یادم میره عشق و صفای تو دمادم
.............ّ..ّّّ............
بابا رفتی ،ماندم تنها ،ای پدر ای پدر
جایت خالی،دربین ما،ای پدرای پدر(2)
ّ..............ّ.....................
مگه یادم میره گل بوسه های عاشقونه
مگه یادم میره رو دست تو زدم جونه
تو بودی کوهی از عشق و صفا توی زمونه
حالا در سوگ تو عزیز تو داره می خونه
................................
بابا رفتی ،ماندم تنها ،ای پدر ای پدر
جایت خالی ،دربین ما،ای پدرای پدر(2)
---------------------------
چه سخت بود لحظه ی جدایی از تو بابا جونم
ندیدی که غمین و داغدار از تو می خونم
کفن تن تو بود و این دل غرقه به خونم
تو رفتی توی خاک ای پدرم ای مهربونم
...................
بابا رفتی ،ماندم تنها ،ای پدر ای پدر
جایت خالی ،دربین ما،ای پدرای پدر(2)
..................
مگه یادم میره محبت رو تو دلها کاشتی
مگه یادم میره حب حسین تو سینه داشتی
یه عمری نوکری اهل بیت و فخر می گذاشتی
مگه یادم میره تو روضه ها تو تاب نداشتی
..................
بابا رفتی ،ماندم تنها ،ای پدر ای پدر
جایت خالی ،دربین ما،ای پدرای پدر(2)
------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)



مرثیه در سوگ پدر
مجلس ختم و ترحیم ، خاکسپاری
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------
امان از این جدایی،بگو بگو کجایی
امان ز درد دوری(2)
------------------------------------
بگو بابا هنوزم یاد ما تو هستی
درون خاک دلت را تو ز دیده بستی
هنوزم خاطرات تودرون سینه است
دل پاکت همیشه خالی ز کینه است
تویی همه دار و ندارم 
ز دوریت غمین و زارم
خزانم و تویی بهارم
یه بی قرار سوگوارم(2)
------------------------------
کی فکر میکرد ببینم داغ توپدر جان
سیه پوشم ز داغ تو ای جان جانان
سفر کردی گذر کردی از این زمانه
بود خالی که جای تو به قلب خانه
تویی تویی تو پر پرواز
به عشق تو منم سرافراز
به درد من تویی تو دمساز
که روضه ات نموده ام باز(2)
-------------------------------
دلم غوغای روزمحشر است ز داغت
بسوزم من شب و روز از غم فراغت
خداوندا غمین و زار و بی قرارم
به سوگ ماتمت محزون وداغدارم
منم به اشک و زاری
منم به سوگواری
خزان به گل عذاری
امان ز بی نگاری(2)
------------------------------
من بی کس شدم آواره،دشت و صحرا
شده چشمم برای ماتمت مثال موج دریا
به دشت و کوه صحرا من،تو را بجویم
ولی افسوس به زیر خاک ،تو را ببویم
گل گلخانه
شمع و پروانه
بلبل بی خانه
رفت ز کاشانه(2)
---------------------------------
امان از این جدایی،بگو بگو کجایی
امان ز درد دوری(2)
---------------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در فراق پدر
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
----------------------------------
بابا جونم ،بابا جون 
مهربونم،بابا جون (2)
--------------------------------
بابا جونم به خدا تنگه دلم
نکنه به من بگن سنگه دلم
هنوزم باور ندارم رفتنت
غسل و تشییع رفتن در کفنت
----------------------
روز و شب با خاطراتت زنده ام
از وجود توست که من پاینده ام
آه وافغان میکشم هر شب و روز
داغ تو سنگینه داغی سینه سوز
------------------------------
سایه ی روی سرم ای پدرم 
من که بی بال و پرم ای پدرم
اسوه ی صبر و سخا تاج سرم
بی تو بشکسته پدر بال و پرم
---------------------------------
یادگاری عکس تو مونده به قاب
جز  غم دوریت ندارم انتخاب
باورش سخته جدایی از پدر
از غمت شد دیدگانم دیگه تَر
-----------------------------------
غروب ها بدون تو دلگیره
دلم از دوریت بابا میگیره
جای خالی تو و درد فراق
زمونه تواز بابام داری سراغ
--------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بنویسید
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
جهت مجالس ختم و ترحیم ،تشییع و خاکسپاری 
----------------------------------
بنویسید که این سینه پر از آ مال است
بنویسید که خدا محول الا احوال است
بنویسید درون دل او محشر بود
او غلام نبی و مست رخ حیدر بود
بنویسید که در دیده ی او دریا بود
عاشق فاطمه و ذریه ی زهرا بود
بنویسید که ریسمان الهی زهراست
کشتی وراه هدایت زطریق مولاست
بنویسید کریمان همه مدهوش حسن
نام پاکش بنویسید همه روی کفن
بنویسید حسین ابن علی ارباب است
همه هستی این دیده پر از آ ب است
بنویسید که سرخی شهادت غوغاست
آرزویم دم مردن نظر از سوی خداست
بنویسید که ما سینه زنان حرمیم
عاشقان علی و بانوی اهل کرمیم
کاش بالا سر من خون خدا می آمد
روضه ونام حسین ذکر دعا می آمد
آرزوی من و ما دیدن روی یار است
لحظه مرگ نظر بررخ آن دلدار است
-----------------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 33 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
هاست ویندوز
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic