اشعار مداح و شاعراهل بیت ذاکر الحسین رسول چهار محالی (ساقی)
خواهم ز خدا که بی ولایم نکند غرق گنهم ز تو جدایم نکند یک خواسته دارم از خدای تو حسین در هر دو جهان ز تو جدایم نکند
درباره وبلاگ


شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی) متولد استان لرستان شهرستان ازنا،ساکن استان تهران شهرستان ملارد مفتخر به سالها نوکری ذاکری و شاعری اهل بیت را دارم
اشعار و مطالب در مدح و منقبت و سوگواری آل الله
شماره تماس جهت مراسمات و هماهنگی 09127933263
sagi60@
rasoll9127933263@
آدرس تلگرامی شاعرو مداح اهل بیت رسول چهارمحالی
سبک های اجرا نوحه ها و مولودی های وبلاگ
در کانال تلگرام
sagi60@
rasoll09127933263@
قابل دسترسی شما ذاکرین و مداحان می باشد التماس دعا

مدیر وبلاگ : رسول چهارمحالی
مطالب اخیر
خورشید جهان آرا
شعر از زبان حضرت زینب (س)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
..................................
روی نیزه بود خورشید جهان آرای من
آفتاب پر فروغ هر شب آ ن دنیای من
چشم بارانی من محو جمال روی او
بر لبش قرآن ملائک مست ازاین گفتگو
ماه بر خورشید دارد چون نگاهی مبتلا
ما رأیت الا جمیلایش رسد بر گوش ما
گر چه باشد از غمش ماه جهان اندر عزا
می سراید نوحه ها در ماتمش با یا اخا
همچو پروانه به دور شمع می سوزد همی
بر لبانش یا حسین جاریست اندر هر دمی
همچو آن ماهی که دوراز آب دریا گشته است
در فراق و دوریش زینب غمین و خسته است
گاه گاهی پشت سر دارد نظر بر روی او
کاش میشد تازند شانه دمی برموی او
یا بشوید صورت و چشمان خونین اخا
تا زند بوسه به رگ های بریده از جفا
سیر دل گیرد بغل نیزه سوار راه را
یا بخواند روضه ای از کوفه تا شام بلا
بعد چهل منزل خرابه طعنه و احوال شام
ما که نشنیدیم حتی یک علیک از هر سلام
از در ساعات تا خاکستر و دشنام شام
طعنه وزخم زبان و سنگ بود برما طعام
نه مسلمانی به چشم آمددر آن وادی شام
چون ندا زد خارجی آ ن گاه منادی شام
خارجی بودیم ما از کربلا تا شهر شام
خطبه خوان گشتیم چهل منزل به منبر والسلام
...................................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نوحه سنتی شهادت امام حسین(ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
............................................
مظلوم کربلایم،لب تشنه از جفایم(2)
.............................................
یا هانی ابن عروه،یا مسلم ابن عقیل
تنها و بی یاورم،یارب به لطفت دخیل
ای قاسم و اکبرم،نور دو چشم ترم
بر روی خاک صحرا،بنگر که بی یاورم
...............................................
وقتی عقاب اکبر ،می رفت سوی دشمن
هر ضربه بر پیکرش،تیری روان سوی من
بر خیز علی تو از جا ،دلگیر از این زمانم
گفتم که اف به دنیا،هر چند که نا توانم
.......................................
زینب الا خواهرم ،جان تو و دخترم
از کربلا تا به شام،بر روی نیزه سرم
عباس علمدار من،به علقمه فتاده
نه دست دارد نه سر،علم زمین نهاده
...........................................
تو شیر مردی ای حر ،آزاده مردی ای حر
بهر دفاع از دین،عجب نبردی ای حر
عبدالله.عون و جعفر،برادران کجائید
بهر حمایت از من،نمی شود بیائید
....................................
هر گوشه را بنگرم ،جسمی فتاده بر خاک
بریر.انس.جناده،اجساد گشته صد چاک
جابر و جون و سالم،سوید و سیف و عامر
عزیزم عون .محمد،زینب رو کرده ذاکر
......................................
زهیر و عابس کجا،سعید یا حبیبم
عبدالله ای عمو جان،بنگر به غم نصیبم
شش ماهه طفل محزون،شد سیر از سه شعبه
رباب مادر تو،شد پیر از سه شعبه
..........................................
اکنون که سوی چشمم،از خستگی به خواب است
دائم به خیمه زینب،در شور و التهاب است
نیزه و تیر و خنجر،گشته پذیرای من
در قتلگه شنیدم،وای من و وای من 
............................................
مظلوم کربلایم،لب تشنه از جفایم(2)
..............................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زبان حال حضرت زینب با امام حسین (ع)
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
...................ّ.ّ.....................
راس تو را به روی نی،دیدم و گریه کرده ام
از این همه ظلم و ستم،به حق گلایه کرده ام
سوار بر نیزه تو و،پای پیاده دخترت
سیلی و تازیانه شد،سهم و نصیب خواهرت
قاری قرآن روی نی،سوره کهف بر زبان
تنور خولی، طشت زر،بیا دمی روضه بخوان
پسر قطال العرب،مصحف پاره پاره تن
بیا دمی نظر نما،ببین تو روزگار من
قطع الوریدی یا اخا،خلد التریب عالمی
حبل المتینی بهر ما،شیب الخضیب عالمی
در قتلگه چون آمدم،دنبال جسم اطهرت
ملک و ملک می گفت امان،از قلب زار خواهرت
از کربلا تا شهر شام،مصباح راه ما تویی
سیر نمی شوم ز تو،صاحب لوا هر جا تویی
یوسف کنعان علی،مرا تو هستی نور عین
ای راز عطشان زمان،بنگر مرا در شور و شین
از خیمه گه تا قتلگاه،احرام بستم بهر تو
سعی و صفای من شدی،بنگر که هستم بهر تو
ای سوره باران من،ای حیدر کرار من
یاد وداع سرخ تو،خون کرد دل غمبار من
به روی نی رأس تو را ،هر چه نظاره کرده ام
سوی مدینه بر نبی،همی اشاره کرده ام
اینکه فتاده روی خاک،نعش عزیز فاطمه است
فریاد یا محمدا ،روی زمین این زمزمه است
با تن چاک چاک خود،فدای دین حق شدی
پرچم حق خواهی و عدل،نوای دین حق شدی
.................................................
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
هاست ویندوز